• اطلاعیه ها

    • Masih

      برخوردی شدید با تاپیک های تبلیغاتی   شنبه, 12 آبان 1397

      درود، از این لحظه به بعد، تمامی تاپیک های تبلیغاتی سبک رپرتاژ که با هدف جمع آوری بک لینک در انجمن های بیست اسکریپت ایجاد می شوند، حذف شده و دسترسی کاربر خاطی نیز مسدود خواهد شد.

mobin master

کاربر سایت
  • تعداد ارسال ها

    88
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد mobin master در 28 آبان

mobin master یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

5 Neutral

درباره mobin master

  • درجه
    کاربر نیمه فعال
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شخصی

  • سیستم مدیریت محتوای مورد علاقه
  • انجمن ساز مورد علاقه
  1. شرکت اپل تغییراتی در پیش‌بینی‌‌های مالی خود انجام داده و آن را کاهش داد. پس از ۱۶ سال و به‌خاطر کاهش فروش آیفون و مشکلات پیش روی این شرکت در چین انجام شد. بسیاری از تحلیل‌گران به خاطر همین تغییر پیش‌بینی، نسبت به آینده‌ی اپل در بازگشت به فهرست شرکت‌های یک تریلیون دلاری امیدوار نیستند اگر اپل بتواند پکیج رسانه‌ای خود را در سال ۲۰۱۹ ارائه کند، می‌توان رشد قابل توجهی را برای آن مشاهده کرد. پکیج مذکور، مدتی است در صدر اخبار قرار دارد و متشکل از محتوای موسیقی، استریم فیلم و تلویزیون و اخبار متنی خواهد بود. اپل، جمعه‌ی گذشته را با قیمت ۱۶۶ دلار برای هر سهم و ۷۸۵ میلیارد دلار ارزش بازار، به پایان رساند. زمانی‌که شرکت اپل به ارزش یک تریلون دلار رسید، ارزش هر سهم ۲۰۶ دلار بود. بسیاری بر این عقیده پای بند هستند که خدمات رسانه‌ای اپل، تا سال ۲۰۲۵ حدود ۲ درصد به درآمد کل این شرکت در بخش خدمات اضافه خواهد کرد. چنین افزایشی، تا سال ۲۰۲۳ حدود ۵ درصد درآمد کل شرکت و ۱۲ درصد درآمد به ازای هر سهم را افزایش خواهد داد. عرضه‌ی خدمات، منجر به افزایش بازخرید سهام اپل هم خواهد شد. پس از دوران دشواری که در سه‌ماهه‌ی منتهی به دسامبر گذشته بر سهام‌داران اپل گذشت، آن‌ها درصورت مشاهده‌ی ثبات در روند شرکت در بخش‌های آیفون و خدمات، به خرید مجدد سهام و افزایش ارزش آن تشویق خواهند شد. شایعات پیرامون پکیج رسانه‌ای اپل در سال گذشته‌ی میلادی به‌شدت جریان داشت. یکی از قوی‌ترین شایعات، همین ترکیب شدن خدمات موسیقی، فیلم و اخبار تحت یک برند و سرویس بود که با یک حق عضویت، در اختیار کاربر قرار می‌گیرد. اپل چندی پیش گزارش درآمدی سه‌ماهه‌ی اول ۲۰۱۹ خود را منتشر کرد. در آن گزارش فصل تعطیلات نیز لحاظ شده بود. مسئولان اپل درآمد ۸۴.۳ میلیارد دلاری و سود ۱۹.۹۷ میلیارد دلاری را برای این مدت اعلام کردند. در مدت مشابه سال ۲۰۱۸، برای درآمد رقم ۸۸.۳ میلیارد دلار و سود نیز ۲۰.۱ میلیارد دلار اعلام شده بود. اپل در سال گذشته‌ی میلادی، خبر خرید سرویس رسانه‌ای Texture را اعلام کردند. این سرویس، با حق عضویت ماهانه ۹.۹۹ دلار، نتفلیکس مجله و روزنامه محسوب می‌شود. در بخش فروش آیفون، به‌نظر می‌رسد سطح بازار به یک بلوغ نسبی رسیده باشد. درواقع، هوبرتی پیش‌بینی می‌کند در سال مالی جاری با ثباتی نسبی در روند خرید و جایگزی گوشی‌های اپل رو‌به‌رو باشیم که اخبار رسیده از شرکت نیز تاحدودی آن را تأیید می‌کنند. گزارشی منتشر شده است که در آن، خبر از ارائه‌ی سرویس اخبار بر پایه‌ی تکنولوژی‌های Texture در AppleNews می‌داد. آن گزارش، عرضه‌ی سرویس را در بهار ۲۰۱۹ پیش‌بینی کرده بود. به‌هرحال، اکنون نیز ناشران اخبار و پیام‌هایی برای ملحق شدن به سرویس جدید دریافت کرده‌اند.
  2. به تازگی شرکت جی پی مورگان آمریکا پیشنهاد جالبی به اپل داده است. کارشناس و تحلیل گر این شرکت آمریکایی معتقد است اپل برای به دست گرفتن رهبری بازار محتوا باید نتفلیکس را بخرد. اهمچنین این تحلیل گر جی پی موگان در توئیتی نوشته است که: ما معتقدیم که نتفلیکس حرف اول را دنیای سرگرمی و تولید محتوای اورجینال می‌زند و خوش را از سایر تولیدکنندگان محتوا متمایز کرده است. رقابت کردن با چنین بازیکن ماهری برای سایر شرکت‌های کوچک‌تر دشوار است و معتقدیم که اپل با خریدن نتفلیکس ارزش زیادی به دست خواهد آورد. اما نکته بسیار مهمی که باید از سوی مدیران اپل مد نظر قرار بگیرد این است که این معامله بزرگ هزینه بسیار بالایی دارد تا جایی که رقم این معامله در حدود 189 میلیارد دلار برآورد شده است.یقینا شرکت اپل این مبلغ را درصندوق خود دارد، اما این معامله تأثیر چشمگیری روی کاهش ترازنامه‌ی شرکت خواهد داشت و خبر بزرگی خواهد بود. اپل استراتژی‌های خوبی برای تولید محتوا دارد اما از طرفی آینده‌ی نتفلیکس در به دست گرفتن رهبری صنعت استریم تضمین‌شده است. عملکرد نتفلیکس همیشه تحسین منتقدان را به همراه داشته اما از آنجایی که هر روز سرویس‌های ویدئویی بیشتری به بازار می‌آیند شاید نتواند جایگاه خود را در آینده به‌عنوان رهبر حفظ کند، همان‌طور که افزایش قیمت خدمات نتفلیکیس در روزهای اخیر اعتراض برخی مشترکان این برند را به همراه داشته است. شایان ذکر است که این معامله چیزی جز گمانه‌زنی جی‌پی‌مورگان نیست و هیچ خبری از سوی دو شرکت اعلام نشده است. بااین‌حال چاترجی معتقد است این معامله اپل را به رهبر رسانه‌های دیجیتال تبدیل خواهد کرد.
  3. براساس گزارش های رسیده از سوی یک منبع آگاه داخلی سامسونگ ، کره‌ای‌ها تولید انبوه پرچم‌دار بعدی خود یعنی گلکسی اس ۱۰ را از ۲۵ ژانویه‌ برابر با ۵ بهمن‌ماه آغاز کرده‌است. شنیده ها حاکی از ایسنت که تولید انبوه سه مدل گلکسی اس ۱۰ با قابلیت اتصال به شبکه‌ی 4G آغاز شده است و نسخه‌ی 5G نیز درآینده‌ی نزدیک به تولید انبوه خواهد رسید. در این گزارش آمده است که تمام مدل‌های گلکسی S10 سامسونگ با حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر معرفی خواهند شد. گوشی‌های ۶.۱ اینچی و ۶.۴ اینچی با حسگر اثر انگشت اولتراسونیک توسعه‌یافته‌ی کوالکامکه دقت و قابلیت اطمینان بیشتری دارند، رونمایی خواهند شد. درحالی‌که نسخه‌ی ۵.۸ اینچی از حسگر اثر انگشت نوری بهره خواهد برد. این مدل‌های گلکسی S10 با ابعاد متوسط و بزرگ‌تر، از نمایشگر دارای انحنا بهره می‌برند واین شرکت در صدد آن است که این نسخه‌ها را با محافظ نمایشگر از پیش نصب‌شده به بازار عرضه کند. نمایشگرهای دارای انحنا نیاز به محافظ‌های گران‌قیمت‌تری دارند و باید ببینیم چرا سامسونگ تصمیم گرفته است محافظ نمایشگر این مدل گوشی‌ گلکسی اس ۱۰ را پیش از عرضه به بازار نصب کند. شاید این غول کره ای تولید Galaxy S10 X با قابلیت اتصال به شبکه‌ی 5G و همچنین تولید گوشی هوشمند تاشدنی گلکسی را به زمان دیگری در امتداد سال ۲۰۱۹ میلادی و به کارخانه‌ی Gumi سامسونگ موکول کند. باتوجه به قیمت بالای گوشی هوشمند تاشدنی سامسونگ، نسبت به موفقیت فروش این دستگاه شک و تردید بسیاری وجود دارد. سه مدل گوششی هوشمند گلکسی اس ۱۰ سامسونگ با قابلیت اتصال به شبکه‌ی 4G در تاریخ ۲۰ فوریه برابر با اول اسفندماه به‌همراه گوشی هوشمند گلکسی اس ۱۰ با قابلیت اتصال به شبکه‌ی 5G و گوشی هوشمند تاشدنی سامسونگ معرفی شوند. با این وجود، انتظار نمی‌رود مدل 5G و گوشی تاشدنی همانند نسخه‌های 4G از تاریخ ۸ مارس برابر با ۱۷ اسفندماه در دسترس کاربران و در فروشگاه‌های بازار عرضه شوند.
  4. به تازگی شکایت جدیدی علیه اپل تنظیم شده است که بخاطر باگ اخیر فیس‌تایم که شنیدن صدای طرف مقابل را قبل از برقراری تماس امکان‌پذیر می‌کند، باعث بوجود آمدن مشکل جدید برای این شرکت شده است. چند روز قبل گفته شد که باگ جدید فیس‌ تایم شنیدن صدای طرف مقابل را قبل از برقراری تماس ممکن می‌کند. اولین شکایت در مورد باگ فیس‌تایم تنظیم شده است و به‌زودی مسئولان اپل باید در محکمه حاضر شوند و از خود دفاع کنند. به گفته یکی از افراد باگ فیس‌تایم در گوشی آیفون‌اش باعث شده، فردی ناشناس در جریان سوگند شهادت یکی از مراجعین وی قرار بگیرد. شرکت اپل به‌دلیل غفلت، عدم رعایت تعهدات در عرضه‌ی محصول و عدم رعایت قوانین مربوط‌به گارانتی، باید مجازات شود.باگ فیس‌تایم با قوانین مربوط‌به حفظ حریم خصوصی کاربران مغایرت داشته و باعث شده محتوای مکالمات فردی بدون رضایت وی، توسط فرد دیگری شنیده شود. این باگ به‌صورت گسترده رسانه‌ای شده و خبر آن در شبکه‌های اجتماعی به سرعت در حال انتشار است. در اثر این باگ ، قبل از آنکه طرف مقابل تماس را قبول کند، امکان استراق سمع یا حتی مشاهده‌ی تصویر طرف مقابل بدون تأیید نظر وی وجود دارد. ظاهرا هیچ راهی برای جلوگیری از بروز چنین باگی در تماس‌های FaceTime وجود ندارد، مگر آنکه فیس‌تایم گروهی غیرفعال شود. البته اپل بعد از اطلاع از بروز این باگ، سرور Group FaceTime را غیرفعال کرد و کاربران امکان استفاده از این ویژگی را ندارند. با غیرفعال‌شدن Group FaceTime، امکان استفاده از برای کاربران از بین رفته است و امکان استراق سمع ازطریق دستگاه‌های اپل و فیس‌تایم نیز وجود ندارد. اپل در حال برنامه‌ریزی برای بروز رسانی نرم‌افزاری است تا بتواند از این طریق باگ را برطرف کند. اپل معلوم نکرده از چه زمانی این باگ فعال بوده ولی از ماه اکتبر و از زمان انتشار نسخه‌ی iOS 12.1، کاربران امکان استفاده از Group FaceTime را داشته‌اند. ظاهرا خانمی که پسر نوجوانش در ابتدا این باگ را کشف کرده، از تاریخ ۲۰ ژانویه بارها با اپل تماس گرفته و حتی ویدئویی نیز در مورد این باگ برای اپل ارسال کرده است، اما متاسفانه اپل پاسخی به تماس‌ها و پیگیری‌های وی نداده است.
  5. جدید ترین مدل سرفیس پرو در کنار ارتقای سخت‌افزار به نسل هشتم اینتل و گزینه‌ی رنگ مشکی مات، نسبت به گذشته ویژگی جدید با خود به همراه ندارد. شرکت مایکروسافت درکنار اپل، تنها شرکت‌هایی هستند که کنترل سخت‌افزار و نرم‌افزار محصولات خود را دراختیار دارند. آن‌ها در سال ۲۰۱۲ خانواده‌ی محصولات گران‌قیمت سرفیس را به‌عنوان ویترینی برای به‌نمایش‌گذاشتن برتری‌های پلتفرم خود رونمایی کردند. در ابتدای کار، واحد سرفیس با ضرری ۹۰۰ میلیون‌ دلاری را نصیب این شرکت کرد ولی رفته رفته این ضرر دهی جای خود را به سود کسب وکار یک میلیارد دلاری داده است. بخش عمده موفقیت سرفیس ،دستگاه هیبریدی سرفیس پرو می باشد؛ بنابراین، انتظار داریم تمرکز ویژه‌ای نیز روی توسعه‌ی نسل‌های آتی آن داشته باشند. نسل ششم سرفیس پرو با نام Surface Pro 6 بدون کوچک‌ترین تغییری در زبان طراحی با ارتقای سخت‌افزاری صِرف و اضافه‌شدن رنگ مشکی مات روانه‌ی بازار شد. به‌لطف طراحی منحصر‌به‌فرد و سخت‌افزار قدرتمند این سرفیس، پرچم‌دار دستگاه‌های هیبریدی و سبک به‌شمار می‌آمد؛ اما سوال اینجاست که آیا در سال ۲۰۱۹ مقابل دستگا‌هایی با نمایشگرهای کم‌حاشیه و سخت‌افزار قدرتمندتر و درگاه‌های متنوع‌تر نیز می‌تواند عرض‌اندام کندیا خیر؟ ظاهرا مایکروسافت همچنان به زبان طراحی این محصول علاقه‌مند است؛ چراکه سرفیس پرو ۴ و سرفیس پرو ۲۰۱۷ (نسل پنجم) و اکنون سرفیس پرو ۶ همگی با ظاهری مشابه و تفاوت‌های بسیار جزئی روانه‌ی بازار شده‌اند. درحقیقت، بدنه‌ی دو نسل اخیر این تبلت هیبریدی هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند.سرفیس پرو هنوزهم دستگاهی مدرن به‌حساب می‌آید و طراحی منحصربه‌فرد آن در کمتر محصولی پیدا می شود؛ اما در دوره‌ای که نمایشگرها در‌حال‌یکی‌شدن با لبه‌های فیزیکی دستگاه‌ها هستند و شرکت‌های مختلف، ازجمله اپل، پورت یونیورسال Type-C را برای محصولات خود برمی‌گزینند و با حربه‌های مختلف ابعاد آن‌ها را می‌کاهند، ردموندی‌ها با سرفیس پرو ۶ و طراحی ۵ساله‌ی آن حرف چندانی برای گفتن ندارند ابعاد ۲۹۲ در ۲۰۱ در ۸.۵ میلی‌متری و وزن حدودی ۷۸۰ گرمی سرفیس پرو ۶ نشان‌دهند‌ه‌ی آن است که مهندسان مایکروسافت هیچ تغییری در ابعاد بدنه‌ی تبلت به‌وجود نیاورده‌اند. بدنه‌‌ای خوش‌ساخت از جنس آلیاژ منیزیم، ترکیب سطح تخت و مورب لبه‌ها با انحنای ناچیز کناره‌ها، شیار ایجادشده در دورتادور لبه‌های دستگاه برای خنک‌سازی و پایه‌ی مستحکم کیک‌استند که به‌جای ۱۵۰ درجه (سرفیس پرو ۴)، اکنون تا ۱۶۵ درجه نیز بازمی‌شود و استفاده از تبلت را در شرایط و اشکال مختلف ممکن می‌کند، ازجمله ویژگی‌های چشمگیر تبلت‌های سرفیس پرو از گذشته تاکنون هستند که در نسل ششم نیز تکرار شده‌اند. مایکروسافت مدعی است به‌لطف فُرم‌فکتور خاص سرفیس پرو، از این دستگاه می‌توان به‌عنوان تبلت و لپ‌تاپ و ابزاری برای خلق اثر با قلم (Studio Mode) استفاده کرد. پوشش مشکی آنودیزه در نسل ششم تبلت محبوب مایکروسافت، جلوه‌ای باشکوه به این محصول می‌دهد و ترکیب آن با لوگوی براق مایکروسافت در پنل پشتی، حس فوق‌العاده‌ای در کاربر به‌وجود می‌آورد. رنگ‌آمیزی سرفیس پرو جدید به‌گونه‌ای است که لک و اثر انگشت بسیار کمتری درمقایسه‌با محصولات دیگر در طیف رنگی مشابه، روی بدنه باقی می‌ماند. این نکته را نیز مدنظر بگیرید که نسخه‌ی پایه‌ی سرفیس پرو با حافظه‌ی ۱۲۸ گیگابایتی فقط در رنگ نقره‌ای فروخته می‌شود. نمای مقابل سرفیس پرو ۶ دقیقا همان بخشی است که طراحی آن را قدیمی جلوه می‌دهد. تبلت مایکروسافت ارتفاع (۲۹۲ دربرابر ۲۸۰.۶ میلی‌متر) و ضخامت (۸.۵ دربرابر ۵.۹ میلی‌متر) به‌مراتب بیشتری درمقایسه‌با نسخه‌ی ۱۲.۹ اینچی آیپد پرو ۲۰۱۸ دارد و حجم کلی آن نیز حدود ۴۰ درصد بیشتر از تبلت کوپرتینونشین‌ها است. با‌این‌حال، حاشیه‌های نسبتا ضخیم اطراف نمایشگر باعث می‌شوند سرفیس پرو ۶ از پنل کوچک‌تری با ابعاد ۱۲.۳ اینچ بهره ببرد. نسبت تصویر ۳:۲ نمایشگر که به‌نوعی امضای خانواده‌ی سرفیس به‌حساب می‌آید، علاوه‌بر آنکه استاندارد ایده‌آلی برای علاقه‌مندان به تولید محتوا محسوب می‌شود، استفاده از دستگاه را نیز درمقایسه‌با نمونه‌هایی با نمایشگر عریض‌تر تسهیل می‌کند. کلیدهای پاور و کنترل صدای سرفیس پرو همانند قبل در گوشه‌ی بالا و سمت چپ (در حالت افقی) قرار دارند و دسترسی به‌ آن‌ها در هر دو وضعیت افقی و عمودی آسان است. مایکروسافت می‌توانست با کنارگذاشتن سرفیس‌کانکت و Mini DisplayPort، آن‌ها را با درگاه کاربردی تاندربولت ۳ با پهنای باند ۴۰ گیگابیت‌برثانیه‌ای جایگزین کند. ردموندی‌ها با انتخاب پردازنده‌ی ویسکی‌لیک، ضمن اضافه‌کردن تاندربولت ۳، سرفیس‌‌کانکت را نیز حفظ کردند؛ چراکه این پردازنده ۱۶ مسیر PCIe را پشتیبانی می‌کند. درگاه تاندربولت ۳ قابلیت‌های متعددی از کارت‌های گرافیک اکسترنال گرفته تا حافظه‌های پرسرعت و اتصال چند نمایشگر اکسترنال را دراختیار کاربر قرار می‌دهد؛ قابلیت‌هایی که برای دستگاهی در فُرم‌فکتور سرفیس پرو ضروری به‌نظر می‌رسند.. سرفیس پروهای مایکروسافت با گذشت زمان مشکلاتی مانند کالیبره‌نبودن نمایشگر را پشت‌سر گذاشته‌اند و اکنون ردموندی‌ها به این بخش مهم توجه بیشتری از تبلت‌هیبریدی خود دارند. سرفیس پرو ۶ همانند نسل‌های اخیر از نمایشگری ۱۲.۳ اینچی با رزولوشن ۲۷۳۶ در ۱۸۲۴ پیکسل بهره می‌برد و تراکم پیکسل‌ها در هر اینچ آن به ۲۶۷ می‌رسد و چنین تراکم‌پیکسلی درخورتوجهی، مشاهده‌ی تصاویر شارپ را برای استفاده در فاصله‌‌های معمولی تضمین می‌کند. نمایشگر 4K قاتل باتری دستگاه خواهد بود و استفاده از آن آورده‌ی چندانی برای دستگاهی با نمایشگر ۱۲.۳ اینچی نخواهد داشت. مایکروسافت همانند گذشته از پنل ۸ بیتی منطبق بر فضای رنگی sRGB در سرفیس پرو ۶ بهره گرفته است. ردموندی‌های هنوز پشتیبانی از محتوای با گسترده‌‌ی دینامیکی بالا را به سرفیس پرو نیاورده‌اند؛ البته عمده‌ی رقبا نیز نمی‌توانند محتوای HDR را آن‌طورکه بایدوشاید ارائه دهند. پنل نمایشگر سرفیس پرو ۶ بررسی‌شده ساخته‌ی ال‌جی‌ فیلیپس بود. نسبت تصویر ۳:۲ به‌عنوان امضای خانواده‌ی سرفیس در نسل ششم سرفیس پرو نیز دیده می‌شود. ارتفاع بیشتر نمایشگر در چنین نسبت تصویری، سرفیس پرو را در کاربری‌هایی نظیر تولید محتوا به دستگاهی سودمند بدل می‌کند؛ اما برای محتوای عریض مانند فیلم‌ مناسب نیست؛ به‌طوری‌که نوار سیاه‌رنگی را در بالا و پایین نمایشگر مشاهده خواهید کرد.خوشبختانه از دیدگاه زاویه‌ی دید با یکی از بهترین پنل‌های IPS بازار کامپیوترهای حمل‌شدنی روبه‌رو هستیم. کاهش روشنایی و طراوت رنگ‌ها حتی در زوایای تند نیز در نمایشگر سرفیس پرو جدید اندک است. سرفیس پرو ۶ در زیر نور مستقیم خورشید نیز خوانایی مناسبی دارد؛ اما هنوز سطح پایین‌تر پوشش ضدانعکاس تبلت‌ها و لپ‌تاپ‌ها درمقایسه‌با گوشی‌های موبایل حس می‌شود. نمایشگر سرفیس پرو از ۱۰ لمس هم‌زمان پشتیبانی می‌کند و همچنان علاقه‌مندان می‌توانند از قلم محبوب سرفیس پن روی آن استفاده کنند. سرفیس پرو ۲۰۱۸ را در دو آزمایش روشنایی با الگو‌‌های ۵۰ و ۱۰۰ درصد سفید بررسی کردیم و طبق انتظار، با نتایج درخشانی روبه‌رو شدیم. روشنایی حداکثری میانگین بخش‌های مختلف نمایشگر در هر دو آزمایش، رقمی در حدود ۴۴۰ نیت به‌دست آمد. رنگ مشکی نیز در آزمایشی که الگوی شطرنجی ۵۰ درصد اجرا شد، تنها ۰.۶ نیت روشنایی تولید کرد که رقمی بسیار مناسب برای نمایشگر LCD محسوب می‌شود. همچنین، کنتراست Native این نمایشگر ۷۳۳ به‌دست آمد که رقم بسیار مناسبی در بین لپ‌تاپ‌ها و تبلت‌های هیبریدی است. پیش از هر نکته‌ای، باید گفت پنل استفاده‌شده در سرفیس پرو از فضاهای رنگی گسترده مانند DCI P3 پشتیبانی نمی‌کند و حالت تعبیه‌شده با نام Enhanced در تنظیمات نمایشگر تأثیر شگرفی بر پوشش رنگی نمی‌گذارد و تنها رنگ‌ها را کمی اشباع‌تر نمایش می‌دهد. در آزمایش‌های ما، سرفیس پرو ۶ فقط ۸۹.۵ درصد فضای رنگی sRGB را پوشش می‌دهد و این رقم برای فضای Adobe RGB به ۶۶ درصد کاهش پیدا می‌کند. از منظر دقت رنگ، سرفیس پرو با ثبت خطای میانگین ۱.۳ در بین بهترین‌های بازار قرار می‌گیرد و خطای حداکثری نمایشگر نیز فقط ۳.۱ است. طبق انتظار، فعال‌بودن حالت Enhanced باعث کاهش دقت نمایشگر و افزایش خطا به ۲.۵ می‌شود؛ اما این عدد نیز چندان چشمگیر نیست و برای اکثر کاربری‌ها پذیرفتنی است. سرفیس جدید ردموندی‌ها در فضای رنگی Adobe RGB به‌عنوان گستره‌ی رنگی مهم دیگر در کامپیوترهای شخصی، ازنظر دقت رنگ عملکرد مناسبی دارد و خطای نمایش رنگ آن درحدود ۳.۹ است. سرفیس پرو ۶ در بخش اسپیکر نیز تفاوتی با گذشته ندارد و از همان اسپیکرهای استریویی بهره می‌برد که در طرفین نمایشگر جاسازی شده‌اند. این اسپیکرهای ۱.۶ واتی برای پردازش صدا از Dolby Audio Premium بهره می‌برند و بلندی صدای آن‌ها برای اتاقی کوچک کافی به‌نظر می‌رسد. خروجی صدای سرفیس پرو ۶ رضایت‌بخش بود؛ اما به‌‌هیچ‌وجه نمی‌توان آن را با تجربه‌ی شنیداری حاصل از اسپیکرهای چهارگانه‌ی آیپد پرو ۲۰۱۸ مقایسه کرد. نسخه‌ی آتی سرفیس پرو، تجربه‌ی صوتی آن را ارتقا دهند. برخلاف تبلت اپل سرفیس پرو از جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون نیز بهره می برد؛ اما محل نامناسب آن در گوشه‌ی بالایی تبلت باعث می‌شود همواره سیم هدفون از دستگاه آویزان باشد. مایکروسافت همانند گذشته از حسگری ۸ مگاپیکسلی به‌عنوان دوربین اصلی سرفیس پرو ۶ به‌کار گرفته است. به‌‌یقین نمی‌توان کیفیت تصاویر ثبت‌شده‌ی این دوربین را با پرچم‌داران دنیای گوشی‌های هوشمند مقایسه کرد؛ چراکه اساسا تبلت‌ها ابزار مناسبی برای عکاسی به‌شمار نمی‌روند و به‌دست‌گرفتن ابزاری ۱۲ اینچی برای ثبت عکسی از غذای دلخواهتان چندان جالب‌ به‌نظر نمی‌رسد. بااین‌حال، عملکرد سرفیس پرو در زمینه‌ی عکاسی قطعا شما را راضی خواهد کرد. سرفیس پرو ۶ از دوربین سلفی ۵ مگاپیکسلی بهره می‌برد تا علاوه‌بر ضبط ویدئو‌هایی با رزولوشن 1080p، عکس‌های مناسبی نیز بتوانید ثبت کنید. عملکرد دوربین سلفی سرفیس پرو ۲۰۱۷ همانند دوربین اصلی آن، خوب و راضی‌کننده به‌نظر می‌رسد و برای مکالمات ویدئویی کاملا پاسخ‌گوی نیاز شما خواهد بود. مهم‌ترین نکته، پشتیبانی دوربین جلو از ویندوز هِلو و سرعت بسیار زیاد آن به‌‌لطف بهره‌گیری سرفیس پرو از حسگر ثانویه است. تایپ‌کاور به‌صورت مغناطیسی و ازطریق درگاهی اختصاصی به سرفیس پرو متصل می‌شود. این صفحه‌کلید نواری مغناطیسی نیز در بخش بالایی‌اش دارد تا کاربر به‌دلخواه خود از Type Cover‌ در حالت کاملا مسطح یا با اندکی زاویه‌ نسبت به سطح (ازطریق اتصال نوار یادشده به حاشیه‌ی پایین نمایشگر) استفاده کند. عمق کلیدها و بازخورد آن‌ها بسیار عالی به‌نظر می‌رسد و تجربه‌ی تایپ با آن‌ها حس بسیار خوشایندی به‌‌همراه دارد. اتصال مغناطیسی قدرتمند تایپ‌کاور درکنار استحکام درخورتوجه کیک‌استند باعث می‌شود در فُرم‌های مختلف بتوان با آن تایپ کرد؛ البته بدیهی است تجربه‌ای هم‌مانند لپ‌تاپ‌های عادی را به‌همراه نخواهد داشت. اندکی پایین‌تر از کلیدها، ترک‌پد تایپ‌کاور مشاهده می‌شود. این ترک‌پد عریض درمقایسه‌با ترک‌پد وسیع مک‌بوک پرو ارتفاع کمتری دارد. پوشش شیشه‌ای ترک‌پد تجربه‌ی رضایت‌بخشی برای کاربر به‌ارمغان می‌آورد و به‌لطف درایور پرسیژن مایکروسافت، بازخورد و دقت آن کم‌نظیر ارزیابی می‌شود. اگرچه ترک‌پد محصولات سرفیس جزو بهترین‌های دنیای ویندوز به‌شمار می‌آید، ترک‌پد فورس‌تاچ مک‌بوک پرو همچنان مقام نخست را در بین تمام لپ‌تاپ‌ها در اختیار دارد. تاریخچه‌ی تبلت‌های ویندوزی به سال ۲۰۰۲ و عرضه‌ی دستگاه‌هایی موسوم به Tablet PC با سیستم‌عامل بهینه‌شده‌ی XP بازمی‌گردد؛ اما بی‌تردید می‌توان نخستین تلاش جدی مایکروسافت برای ورود به عرصه‌ی تبلت‌ها را معرفی نسخه‌ی ابتدایی سرفیس پرو در سال ۲۰۱۳ با سیستم‌‌عامل ویندوز ۸ دانست. بااین‌حال، عواملی چون دوگانگی محیط این سیستم‌عامل و لزوم جابه‌جایی مداوم بین فضای مدرن استارت و فضای سنّتی دسکتاپ، نبود امکان بوت‌‌ مستقیم سیستم‌عامل به محیط دسکتاپ و غنی‌‌نبودن فروشگاه اپلیکیشن ویندوز، همگی دست‌به‌دست هم دادند تا کاربران چندان از ویندوز ۸ استقبال نکنند. مایکروسافت برای جبران اشتباهاتش، به‌روزرسانی ویندوز ۸.۱ را با قابلیت‌هایی همچون امکان اجرای اپلیکیشن‌های مدرن در محیط دسکتاپ، تجربه‌ی چندوظیفگی بهتر در محیط مدرن ویندوز و ادغام هرچه‌بهتر وان‌درایو (اسکای‌درایو سابق) دراختیار کاربران قرار داد. ردموندی‌ها در ادامه‌ی تلاششان برای هرچه کم‌رنگ‌ترکردن مرز بین محیط دسکتاپ و محیط لمسی، سیستم‌عامل موفق ویندوز ۱۰ را در جولای۲۰۱۵ منتشر کردند. این سیستم‌عامل به‌دلیل تصمیم مایکروسافت مبنی بر فراهم‌‌‌کردن رابط کاربری دسکتاپ‌محور، جایگزینی اینترنت‌اکسپلورر با مرورگر اج و ارائه‌ی دستیار صوتی کورتانا به‌همراه آن، با استقبال منتقدان مواجه شد. برخلاف نسل گذشته که با ویندوز ۱۰ پرو (نسخه‌های i5 و i7) دردسترس کاربران قرار می‌گرفت، سرفیس پرو ۶ از ویندوز ۱۰ هوم بهره می‌برد. ما برای بررسی تبلت جدید مایکروسافت، سیستم‌عامل آن را به نسخه‌ی ۱۸۰۹ (آپدیت اکتبر) به‌روز کردیم. ازجمله مهم‌ترین قابلیت‌های همراه این به‌روزرسانی عبارت‌اند از: حالت تیره برای فایل اکسپلورر، ابزار مدرن ثبت اسکرین‌شات موسوم به Snip and Sketch، اپلیکیشن Your Phone برای یکپارچه‌سازی گوشی‌های اندرویدی با دسکتاپ، ابزار جست‌وجوی ارتقایافته درکنار کلیپ‌بورد پیشرفته‌تر با قابلیت یکپارچه‌سازی بین دستگاه‌ها و جست‌وجو در تاریخچه. اینتل در سال ۲۰۱۸ دو خانواده‌ی Coffee Lake U و Whiskey Lake را به‌فاصله‌ی ۵ ماه در تاریخ‌های ۲آوریل (برابر با ۱۳فروردین) و ۲۸اوت (برابر با ۶شهریور) برای لپ‌تاپ‌ها و اولترابوک‌ها معرفی کرد؛ اما در کمال تعجب، مایکروسافت ترجیح داد سرفیس پرو ۶ را با پردازنده‌های ۱۵ واتی کیبی‌لیک ریفرش روانه‌ی بازار کند. این پردازنده‌ها در تاریخ ۲۱اوت۲۰۱۷ (برابر با ۳۰مرداد۱۳۹۶) معرفی شده‌اند و برعکسِ خانواده‌ی کافی‌لیک، از واحد پردازش گرافیکی قدرتمند Iris Plus‌ اینتل بی‌بهره هستند و برخلاف سری ویسکی‌لیک، راهکاری سخت‌افزاری برای جلوگیری از آسیب‌پذیری Meltdown نیز در بطن خود ندارند. سرفیس پرو ۶ با یکی از دو پردازنده‌ی نسل هشتمی Core i5-8250U یا Core i7-8650U دردسترس خریدار قرار دارد. ازآنجاکه اینتل هیچ‌یک از پردازنده‌های ۱۵ واتی خود را با گرافیک Iris Plus همراه نکرده، تبلت محبوب ردموندی‌ها برخلاف نسل پنجم، در هر دو مدل با گرافیک مرسوم UHD 620 و بدون eDRAM عرضه می‌شود. سرفیس پرو ۶ برخلاف نسل گذشته، دیگر از پردازنده‌ی ضعیف Core m3 استفاده نمی‌کند و این تبلت در دو نسخه‌ی Core i5 یا Core i7‌ به بازار عرضه شده است. گفتنی است در نسخه‌ی پایه‌ی آن نیز، حافظه‌ی رم ۴ گیگابایتی کنار گذاشته شده است. بی‌شک دو تغییر یادشده حُسنِ‌نیت ردموندی‌ها را نشان می‌دهد و باید آن‌ها را برای اتخاذ چنین تصمیمی تحسین کرد. تبلت محبوب مایکروسافت با حافظه‌ی رم ۸ یا ۱۶ گیگابایتی LPDDR3 درکنار ۱۲۸، ۲۵۶، ۵۱۲ گیگابایت یا یک ترابایت حافظه‌ی SSD با رابط PCIe NVMe دردسترس کاربران قرار می‌گیرد. قاعدتا مهم‌ترین تفاوت سرفیس پرو ۶ با نسل پنجم، به استفاده‌ی این محصول از پردازنده‌ی نسل هشتمی و ۴ هسته‌ای اینتل بازمی‌گردد. اگرچه فرکانس پایه‌ و بیشینه‌ی پردازنده‌ در نسخه‌ی Core i5 درمقایسه‌با نسل گذشته، به‌ترتیب یک گیگاهرتز و ۱۰۰ مگاهرتز کاهش یافته، افزایش ۱۰۰ درصدی تعداد هسته‌های پردازشی و تردها، احتمالا بر عملکرد تبلت مایکروسافت، به‌ویژه در کاربری‌های نیازمند به پردازش چندتردی، تأثیر درخورتوجهی خواهد گذاشت. تبلت جدید مایکروسافت برخلاف گذشته، از GPU‌ یکپارچه و توانمند Iris Plus اینتل با eDRAM مجزا استفاده نمی‌کند و مانند بسیاری از دستگاه‌های سبک موجود در بازار، به گرافیک مرسوم‌تر Intel UHD 620 Graphics‌ اتکا دارد. بنابراین، انتظار می‌رود در زمینه‌ی پردازش‌های گرافیکی، سرفیس پرو ۶ توان عرض‌اندام مقابل محصول قدرتمندی همچون مک‌بوک پرو با گرافیک Iris Plus 655‌ را نداشته باشد. برای ارزیابی عملکرد و بازدهی سرفیس پرو ۶، ابتدا بنچمارک‌های نرم‌افزاری را روی آن اجرا می‌کنیم تا دیدی ابتدایی از قدرت خام این دستگاه داشته باشیم. نرم‌افزارهای GFXBench و 3DMark توان پردازش گرافیکی و نرم‌افزارهای GeekBench و CineBench قدرت CPU را می‌سنجند و درنهایت، نرم‌افزار‌های PCMark 8 و PCMark 10 کاربری‌های روزمره مانند وب‌گردی و ویرایش اسناد را شبیه‌سازی می‌کنند. کاهش فرکانس CPU باعث افت ۸ درصدی عملکرد آن در پردازش تک‌هسته‌ای شده است؛ اما در پردازش‌های چندهسته‌ای، سرفیس پرو جدید ۴۷ درصد بهبود را درمقایسه‌با نسل قبل تجربه می‌کند. فرکانس بیشتر پردازنده درکنار گرافیک‌ قدرتمندتر Iris Plus 655 در مک‌بوک پرو ۱۳ اینچی، نتایج به‌مراتب بهتری برای اولترابوک اپل به‌همراه دارد. طبیعتا نمی‌توان از دستگاهی با مشخصات فنی سرفیس پرو ۶ انتظار اجرای بازی داشت. درضمن، خلأ درگاه تاندربولت ۳ نیز امکان استفاده از کارت‌های گرافیک اکسترنال را ازبین می‌برد. در نسل ششم سرفیس پرو نیز نسخه‌ی Core i5 را بدون سیستم خنک‌کننده‌ی اکتیو عرضه می‌کند. این، یعنی درون این نسخه از فن خنک‌کننده خبری نیست؛ بنابراین، پایش عملکرد تبلت جدید ردموندی‌ها زیر بار پردازشی مداوم و افزایش دمای دستگاه جالب خواهد بود. اگرچه سرفیس پرو ۶ از سیستم‌خنک‌کننده‌ی اکتیو استفاده نمی‌کند ، میانگین امتیاز چندهسته‌ای آن از میت‌بوک ایکس پرو بیشتر است. با نگاهی به اعداد ثبت‌شده‌ی مک‌بوک پرو ۱۳، بازهم می‌توان برتری اولترابوک کوپرتینونشین‌ها به‌لطف پردازنده‌ی ۲۸ واتی را متوجه شد. برای دستگاهی که با هدف جلب رضایت علاقه‌مندان تبلت و لپ‌تاپ روانه‌ی بازار می‌شود، شارژدهی مناسب یکی از پیش‌نیازهای ابتدایی‌ به‌حساب می‌آید. با وجود افزایش تعداد هسته‌های پردازنده و به‌تبع آن توان پردازشی سرفیس پرو ۶، مایکروسافت همچنان از باتری لیتیوم‌‌یونی و ۴۵ وات‌ساعتی (۷.۵۷ ولت در ۵۹۴۰ میلی‌آمپرساعت) نسل گذشته در تبلت جدیدش استفاده می‌کند؛ بنابراین، روی کاغذ می‌توان انتظار داشت حداقل در کاربری‌هایی که CPU درگیری فراوانی دارد، شارژدهی دستگاه درمقایسه‌با قبل کاهش داشته باشد. سرفیس پرو ۶ به‌لحاظ حداقل تعداد فریم‌های پردازش‌شده، با ثبت عدد ۹۴۹.۷۱ از مک‌بوک پرو ۱۳ اینچی ۲۰۱۸ چه در حالت macOS و چه در حالت ویندوز ۱۰، عملکرد ضعیف‌تری دارد؛ اما با ثبت عمر باتری ۱۲۵.۴۳ دقیقه، عملکرد به‌مراتب بهتریدرمقایسه‌با رقیبش به‌نمایش می‌گذارد. نسل ششم سرفیس پرو قدرتمندتر و ارزان‌تر از نسل گذشته است؛ اما دقیقا از همان کالبدی بهره می‌برد که در پنج سال گذشته، با تبلت‌های هیبریدی محبوب مایکروسافت تجربه کرده‌ایم. زبان طراحی تکراری سرفیس پرو لزوما مأیوس‌کننده نیست؛ ولی در دوره‌ای که قیدهای فیزیکی از مسیر غوطه‌وری در محتوا به‌تدریج درحال‌حذف‌ هستند، حاشیه‌های نسبتا ضخیم سرفیس پرو ۶ اندکی بوی کهنگی می‌دهند.
  6. پس از رونمایی ای‌ام‌دی (AMD) از کارت گرافیک Radeon VII با فناوری ساخت ۷ نانومتری و عملکردی تحسین برانگیز، مدیرعامل انویدیاجن‌سون هوانگ به محصول جدید AMD اصلا روی خوشی نشان نداد. هوانگ در صحبت‌های خود کارایی کارت گرافیک پرچم‌دار AMD را ناامید کننده دانست و گفت: «هیچ چیز جدیدی در مورد این کارت وجود ندارد». هوانگ در گفت‌وگو با PC WORLD می‌گوید: «این کارت نه از تکنیک رهگیری پرتو استفاده می‌کند و نه از هوش مصنوعی. حتی با چنگ زدن به فناوری ساخت ۷ نانومتری و حافظه‌ی فوق سریع HBM به سختی با کارت RTX 2080 برابری می‌کند‌» مدیرعامل انویدیا البته بسیار معترض بود؛ اما شاید این‌ صحبت‌ها ناشی از نگرانی‌های هوانگ باشد. بنابر آزمایشاتی که در خلال نمایشگاه CES به اجرا درآمد‌، کارت Radeon VII AMD در اجرای انیمیشن سه‌بعدی و ویرایش ویدئو با اختلاف RTX 2080 را پشت سر گذاشت. کارت گرافیک پرچم‌دار AMD حتی به هنگام اجرای بازی Strange Brigade و یک سری عناوین دیگر در رزولوشن 4K بهتر از RTX 2080 ظاهر شد. از طرف دیگر، در حالی‌که انویدیا به‌تازگی از فناوری ۱۲ نانومتری در سری جدید کارت‌های گرافیک ‌‌RTX استفاده کرده است، تنها رقیب درخور وی AMD، در کارت‌های جدید خود به سمت فناوری ساخت ۷ نانومتری حرکت کرده است. انویدیا گذشته از نقد سطح کارایی کارت گرافیک حریف، به فقدان قابلیت‌هایی (که در انحصار اوست) نظیر تکنیک رهگیری پرتو، G-sync و DLSS Anti-Aliasing خود که مبتنی بر هوش مصنوعی است، در کارت Radeon VII یورش برد. بااین‌حال، این فناوری‌ها هنوز خود را برای گیمرها به اثبات نرسانده و به هیچ وجه به تولید‌کنندگان محتوا کمکی نمی‌کند. اگر قابلیت‌های رهگیری پرتو نتواند آنطور که باید و شاید خود را نشان دهد و AMD بر حرکت طراحی و تولید خود با قیمت کمتری ادامه دهد، سال‌های آینده برای انویدیا چندان خوشایند نخواهد بود. با تمام این حرف‌ها، انویدیا همچنان بر بازار پردازنده‌های گرافیکی استیلا دارد و سطح کارایی محصولات آن در CES 2019 به وضوح دیده شد. انویدیا امسال بازار لپ‌تاپ‌های گیمینگ را نیز با طراحی کاملاً جدید RTX Max-Q در دست خود دارد. خیلی از سازندگان مطرح لپ‌تاپ محصولاتی سریع و سبک را بر پایه‌ی پردازنده‌های انویدیا معرفی کرده‌اند. انویدیا توانسته تراشه‌های خود را آن‌قدر جمع و جور بسازد که جایگذاری تراشه‌ی گرافیکی RTX 2080 Max-Q در یک نوت‌بوک ۲ کیلوگرمی به‌راحتی امکان‌پذیر است که البته شاهکاری تحسین برانگیز است. او در آغاز تعدادی تصویر گرافیکی از رهگیری پرتو را به حضار نشان داد و سپس تاثیر این فناوری را در افزایش کیفیت اجرا و جلوه‌های بصری بازی Atomic Heart در معرض نمایش قرار داد. پس از آن هوانگ توان تکنیک DLSS Anti-Aliasing مبتنی بر هوش مصنوعی انویدیا را در نرم کردن لبه‌های خشن ناشی از پیکسلیشن در رزولوشن 1440p به رخ مخاطبانش کشید و در پایان دمویی دیدنی را از بازتاب و پراکنش نور از سطوح صیقلی و آینه‌ای در بازی Justice به نمایش درآورد. انویدیا پس از رونمائی از کارت گرافیک میان‌رده‌ی RTX 2060 خود که برچسب قیمت نه‌چندان ارزان ۳۴۵ دلاری خورده، با شور و هیجان در مورد اضافه شدن امکان اجرای G-Sync در برخی از مانیتورهای برخوردار از فناوری Freesync AMD سخن گفت. جن‌سون هوانگ از پشتیبانی تعداد انگشت‌شماری از مانیتورهای Freesync از قابلیت G-sync خبر داد، اما گفت که این پایان راه نخواهد بود. وی تصریح کرد که اختراع همگام‌سازی تطبیق‌پذیر ‌‌(Adaptive Sync) متعلق به انویدیا است و نسبت به کارکرد صحیح بسیاری از مانیتورهای Freesync ابراز تردید کرده و افزود: «آن‌ها حتی با کارت‌های گرافیک انویدیا هم درست کار نمی‌کنند». با تمام این اوصاف، تاکنون با آمیخته‌ای از نظرات و رویکردهای مختلف به فناوری نوظهور رهگیری پرتو رو‌به‌رو هستیم. بسته‌ی به‌روزرسانی جدیدی که برای بازی Battlefield V عرضه شد، پرش‌های فریم ناگهانی (Stuttering) و برخی مشکلات دیگر بازی را تا حدودی رفع کرد، اما همچنان نرخ فریم بازی با غیر‌فعال کردن RTX تا حدوداً دو برابر افزایش می‌یابد. قابلیت DLSS هم بر جذابیت صحنه‌های بازی می‌افزاید، اما کماکان از اجرای روان بازی می‌کاهد. نتیجه نهایی با فعال کردن این تکنیک‌ها می‌تواند باعث ایجاد تصاویر گرافیکی زیباتری شود؛ اما شرکت‌های سازنده بازی‌های PC باید تلاش بسیار بیشتری بکنند تا هر دو قابلیت به‌صورت روان به اجرا درآید و البته در گوشه‌ی ذهن خود اطلاع داشته باشند که تکنیک‌های یاد شده روی کارت‌های AMD کار نخواهد کرد. هوانگ می‌گوید فناوری Freesync حتی روی مانیتورهایی که از آن پشتیبانی می‌کنند هم مشکل‌ساز است؛ اما این گفته‌های مدیر انویدیا با تجربیات کاربران همخوانی چندانی ندارد. قابلیت G-sync به‌خصوص با کاهش نرخ تازه‌سازی تصویر مانیتور قطعا بهتر کار می‌کند و خیلی از گیمرها و کارشناسان بررسی‌گر چنین نظری دارند. بااین‌حال خیلی‌ها فکر می‌کنند مبالغ زیادی که صرف خرید مانیتورهای G-sync انویدیا می‌شود، ارزش آن را ندارد. این هم روش دیگری است که انویدیا کاربرانش را در اکوسیستم خود محصور می‌کند، قدرت بیشتری ارائه می‌دهد و بهایش را مطالبه می‌کند(البته هر دو شرکت به‌تازگی از استانداردهای جدید همگام‌سازی خود Freesync 2 و G-sync Ultimate رونمائی کرده‌اند). انویدیا اصلا نمی‌تواند روی فروش پردازنده‌های گرافیکی خود به کاربران ورک‌استیشن‌ها برای ویرایش ویدئو، ساخت انیمیشن ۳ بعدی و کارهای سخت گرافیکی حساب باز کند. با اینکه انویدیا خیلی روی امکان ویرایش آنی ویدیوهای 8K مانور می‌دهد، فناوری‌های رهگیری پرتو و DLSS هنوز نمی‌تواند کمکی به تولید‌کنندگان محتوا بکند. امسال ‌AMD نه‌تنها با معرفی نسل سوم رایزن با فناوری ساخت ۷ نانومتری خواب آرام اینتل را برهم زد، بلکه با رونمائی از کارت گرافیک پرچم‌دار خود یعنی Radeon VII با برچسب قیمت ۶۹۹ دلاری عرصه را بر انویدیا تنگ‌تر از گذشته کرد. کارت گرافیک پرچم‌دار AMD به کمک قلبِ تپنده‌ی تراشه‌ی Vega 20 با لیتوگرافی ۷ نانومتری، احتمالاً توانی برابر با RTX 2080 با قیمت ۷۹۹ دلاری خواهد داشت؛ هرچند این کارت فاقد ویژگی‌هایی مثل رهگیری پرتو و DLSS است که فعلاً در انحصار شرکت رقیب است. Radeon VII همچنان اولین پردازنده‌ی گرافیکی جهان است که از فناوری ساخت ۷ نانومتری استفاده می‌کند؛ یعنی درحال حاضر از لحاظ فناوری تولید فرسنگ‌ها جلوتر از فناوری ۱۲ نانومتری رقیب حرکت می‌کند. AMD مدعی است که کارایی کارت گرافیک پرچم‌دار خود در زمینه‌ی گیمینگ در همان حد و اندازه‌های RTX 2080 است و حتی در خیلی از عناوین گیم بهتر از رقیب عمل می‌کند. علاوه‌بر این، AMD اثبات می‌کند که عملکرد پردازنده‌ی گرافیکی Radeon VII این شرکت هنگام ویرایش ویدیوهای 8K و فرآیندهای تصحیح رنگ و وظایفی از این دست بهتر از کارت پرچم‌دار انویدیا عمل می‌کند. با تمام این اوصاف، همه‌ی آن چیزی که در CES 2019 از AMD در حوزه‌ی لپ‌تاپ‌های گیمینگ دیدیم، لپ‌تاپ‌های TUF گایسوس (ASUS) بود که به پردازنده‌های رایزن ۵ و پردازنده گرافیکی مجزای RX 560 مجهز بود. تصور می‌شود که به‌زودی AMD پردازنده‌های گرافیکی موبایل بیشتری را روانه‌ی بازار مصرف کند؛ اما در حال حاضر این بازار تماماً در تسخیر انویدیا است. گفتیم که کارت Radeon VII از تکنیک رهگیری پرتو و و ترفندهای رندرینگ بر پایه‌ی هوش مصنوعی پشتیبانی ‌‌نمی‌کند؛ اگرچه هنوز تاثیرات قابل توجهی از این فناوری‌ها در عرصه‌ی گیمینگ ندیده‌ایم. AMD تصدیق کرده است که RTX بالاخره به ویژگی کلیدی و مهمی برای گیمرها در زمینه‌ی گیمینگ تبدیل خواهد شد. دیدن اینکه AMD با فناوری ساخت تراشه‌ی ۷ نانومتری خود، حداقل بر حسب چگالی ترانزیستورها از رقیب دیرینه‌اش انویدیا جلوتر است، موضوع دلگرم‌کننده‌ای است. با نگاهی به نوع قیمت‌گذاری کارت‌های مجهز به فناوری RTX انویدیا نسبت به کارت های نسل قبلی GTX این شرکت (RTX 2060 در بدو انتشار برچسب قیمت ۳۴۵ دلاری خورد، درحالی‌که GTX 1060 در بدو ورود به بازار ۱۰۰ دلار ارزان‌تر بود)، مشخص است که هر نیرویی که انویدیا را به رقابت وادارد، به نفع مصرف‌کننده‌ی نهایی عمل خواهد کرد. به نظر می‌رسد Radeon VII به خوبی با RTX 2080 از نظر توان پردازشی برابری می‌کند. ولی با این وجود خیلی از کاربران برای بهره‌مندی از مزایای فناوری‌های جدید انویدیا یعنی رهگیری پرتو و Anti-Aliasing بر پایه‌ی هوش مصنوعی قید این ۱۰۰ دلار اضافه‌تر را می‌زنند. اگر AMD عرصه را در قیمت بر رقیب خود تنگ‌تر کند، انویدیا انگیزه‌ی لازم برای کاهش قیمت محصولاتش را پیدا می‌کند و نبرد قیمت‌ها میان شرکت‌ها همواره به نفع مصرف‌کنندگان نهایی بوده است. AMD به احتمال زیاد مدت زیادی پیشتاز رقابت در زمینه‌ی لیتوگرافی تراشه‌های خود نخواهد ماند و انتظار می‌رود انویدیا به‌زودی وارد عرصه‌ی تولید پردازنده‌های ۷ نانومتری شود (خوب است بدانید تراشه‌های هر دو شرکت AMD و انویدیا را شرکت تایوانی TSMC می‌سازد مشکلی که دراین‌میان وجود دارد این است که بازار به سمت چند پاره شدن به پیش می‌رود. انویدیا در تلاش برای حفظ برتری و استیلای خود در بازار پردازنده‌های گرافیکی، بر فناوری‌های انحصاری‌اش مثل رهگیری پرتو، DLSS و G-sync تاکید خیلی زیادی دارد. در عین حال انویدیا تاکید کمتری بر مواردی مثل ترافلاپس‌ها و پهنای باند حافظه گرافیکی دارد که در آن AMD توان رقابت مستقیم با وی را دارد. مصرف‌کنندگان نهایی و طراحان گیم سرانجام باید یکی از این دو اکوسیستم جداگانه را برگزینند و دیگری را کنار بگذارند. با از دست رفتن بازار ارزهای دیجیتال، هر دو شرکت در تلاش برای تصاحب اندکی سهم بیشتر از بازار پردازنده‌های گرافیکی هستند. گیمرهای رایانه‌های شخصی هنوز به‌خاطر دوران رواج بیت‌کوین‌ها که باعث افزایش شدید قیمت کارت‌های گرافیک شد، دلخور هستند. در چنین شرایطی هر دو شرکت، بخصوص انویدیا که صدرنشین این بازار است، باید به هر شکل ممکن مشتریان خود را حفظ کنند و به آن‌ها برای خریدن کارت‌های جدید خود انگیزه بدهد. ولی در عوض شاهد آن هستیم که در دور‌ه‌ی فناوری‌های گرافیکی نو‌ظهور، کاربران بیش از گذشته سردر‌گم شده‌اند (و البته مورد سواستفاده قرار گرفته‌اند).
  7. هواوی توانست سهم فروش بیشتری از بازار را نصیب خود کند و از اپل به‌عنوان دومین تولیدکننده‌ی بزرگ گوشی‌های هوشمند در بازارهای جهانی پیشی بگیرد.باوجود تمامی تحریم‌ها و مشکلاتی که هواوی برای فروش محصولات خود در بازار ایالات متحده دارد، ولی ظاهرا غول فناوری چینی تصمیم گرفته است تا با برنامه‌ریزی دقیق، تا سال ۲۰۲۰ میلادی از سامسونگ نیز پیشی بگیرد و خود را به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی گوشی‌های هوشمند در جهان معرفی کند. در سه‌ماهه‌ی دوم سال ۲۰۱۸، هواوی توانست از اپل نیز پیشی بگیرد. مدیرعامل هواوی اعلام کرد:در بهترین و سریع‌ترین حالت، امسال و در دیرترین حالت سال آینده‌ی میلادی ما به رتبه‌ی اول را از آن خود خواهیم کرد.در سال ۲۰۱۸، هواوی برای فروش ۲۰۰ میلیون گوشی هوشمند هدف‌گذاری کرده بود و توانست با فروش مدل‌های هواوی پی ۲۰،هواوی آنر ۱۰ و میت ۲۰ به این هدف دست پیدا کند. اوایل دی‌ماه، هواوی با فروش بیش از ۲۰۰ میلیون دستگاه گوشی در سال ۲۰۱۸ رکوردشکنی کرد و فروش ۲۰۰ میلیون گوشی را با معرفی نسخه ویژه میت ۲۰ پرو جشن گرفت. در ماه دسامبر، زمانی‌که آمار و ارقام فروش منتشر شد، هواوی اعلام کرد که قصد دارد تا پایان سال ۲۰۱۹ به بزرگ‌ترین فروشنده‌ی گوشی‌های هوشمند در جهان تبدیل شود. در حال حاضر، سامسونگ چنین جایگاهی را برای خود حفظ کرده است، هرچند اوایل ماه جاری کره‌ای‌ها نیز اعلام کرده بودند که انتظار دارند به‌دلیل رقابت شدید بازار، سود فصل چهارم با کاهش رو‌به‌رو شود.با این وجود هواوی به رشد و ارتقا می‌اندیشد. اواخر دی‌ماه نیز، دو کارمند هواوی در لهستان به اتهام جاسوسی برای دولت چین دستگیر شدند. هواوی کارمند دستگیرشده در لهستان را به‌دلیل بدنام کردن شرکت اخراج کرد. اواخر آذرماه مشخص شد که تی‌-موبایل و اسپرینت از فشار بر هواوی برای پیشبرد قرارداد ادغام خود استفاده می‌کنند. ماه ژانویه، دادستان‌های فدرال ایالات متحده تحقیقات خود را درمورد اتهامات مطرح‌شده در مورد هواوی بررسی کردند و رسیدگی به دعوی مربوط‌به سال ۲۰۱۴ و سرقت اسناد تجاری تی‌موبایل را در دستور کار خود قرار دادند.
  8. DxOMark به‌عنوان یکی ازمهم ترین مراجع فعال در حوزه‌ی بررسی دوربین گوشی‌های هوشمند،به تازگی از اضافه‌شدن بخش جدیدی به وبسایتش خبر داد.در این سایت انجام بررسی‌هایی دقیق و حساب‌شده، امتیازی خاص را به دوربین اصلی گوشی‌های هوشمند اختصاص می‌دهد،و همچنین اعلام شده که قصد دارد از این پس، دوربین سلفی گوشی‌ها را نیز زیر ذره‌بین خود ببرد. DxOMark می‌گوید که روند امتیازگیری برای دوربین سلفی، مشابه دوربین اصلی است و این مؤسسه با بررسی چندین معیار مشخص، نهایتا امتیازی را برای دوربین سلفی در نظر می‌گیرد. این بخش جدید که از آن‌ به‌عنوان DxOMark Selfie یاد می‌شود، ضمن داشتن روندی مشابه امتیازدهی به دوربین اصلی، تفاوت‌هایی نیز با آن دارد تا امتیاز نهایی دوربین سلفی، واقع‌گرایانه‌تر باشد. DxOMark همزمان با راه‌اندازی این بخش، بررسی خود از دوربین سلفی چند مورد از جدیدترین گوشی‌های هوشمند بازار را نیز منتشر کرد. گرچه این فهرست هنوز کامل نیست، اما طبق وعده‌ی این وبسایت، روزبه‌روز دقیق‌تر و کامل‌تر می‌شود تا به ما دید بهتری نسبت به دوربین سلفی انواع گوشی‌های هوشمند بازار بدهد. در حال حاضر امتیاز مربوط به دوربین سلفی ۱۲ گوشی منتشر شده‌اند و در بین آن‌ها هم گوشی‌های پایین‌رده دیده می‌شود، هم میان‌رده و هم پرچمدار. بر این اساس، پیکسل ۳ گوگل و گلکسی نوت ۹ سامسونگ توانسته‌اند مشترکاً در رتبه‌ی نخست رنکینگ برترین دوربین‌های سلفی گوشی‌های هوشمند تا به‌امروز جای گیرند. هردوی این دستگاه‌ها موفق به کسب امتیاز ۹۲ شده‌اند که در نوع خود بسیار درخورتوجه است. با این‌حال گرچه دو دوربین یادشده امتیاز مشابهی کسب کرده‌اند، اما تفاوت‌های عمده‌ای با هم دارند و باید به این موضوع توجه کرد. این یعنی به‌منظور اطلاع از ویژگی‌های دقیق دوربین‌ها، لازم است حتما نگاهی دقیق به بررسی DxOMark بیاندازید و با نقاط ضعف و قوت هر یک آشنا شوید. در ادامه می‌توانید در جدولی، برترین دوربین‌های گوشی‌های هوشمند را از نگاه DxOMark مشاهده کنید: DxOMark مدعی است که دوربین سلفی پیکسل ۳ در زمینه‌ی سیستم فوکوس، بهترین عملکرد ممکن را در بین تمامی گوشی‌ها (حتی بهتر از نوت ۹) دارد، از طرفی فبلت پرچمدار سامسونگ در زمینه‌ی تمرکز روی سوژه و نمایش رنگ‌ها، عملکرد بهتری از خود برجای می‌گذارد. عکس‌های ثبت‌شده توسط سلفی پیکسل ۳، تا حد اندکی کنتراست بالاتری دارند و تعادل رنگ سفید بهتری را نیز به‌نمایش می‌گذارند. از طرفی، دوربین سلفی گلکسی نوت ۹ از آنجایی که به‌هنگام عکس‌برداری از چهره، کنتراست کمتری نشان می‌دهد، تصویر نهایی را به‌شکل طبیعی‌تری به‌نمایش می‌گذارد. از طرفی، دوربین‌های این دو گوشی در زمینه‌های دیگری نیز نظیر نویز و نمایش جزئيات عملکرد متفاوتی دارند و این دوربین پیکسل ۳ است که در محیط‌های داخلی با شرایط نوری عادی و همچنین شرایط نوری کم، عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهد. نتایج به‌دست‌آمده توسط دوربین سلفی هر دو گوشی در یک کلام بی‌نظیر است، اما این نکته را نباید فراموش کرد که دوربین پرچمدار گوگل تاکید زیادی روی نمایش تکسچرها و جزئیات دارد و از همین‌رو در مواردی شاهد نویز در تصاویر آن هستیم؛ این درحالی است که مهندسین سامسونگ بیشتر روی نمایش تصاویری صاف‌تر و تمیزتر تمرکز کرده‌اند که این موضوع باعث شده تا جزئيات به‌نمایش‌درآمده در تصویر نهایی، در حد پیکسل ۳ نباشد. پیکسل ۳ توانسته‌ است در زمینه‌ی ثبت عکس، عملکرد بهتری از نوت ۹ داشته باشد. ظاهرا پرچمدار گوگل به‌هنگام ثبت تصاویر ساکن، عملکردی مثال‌زدنی از خود به‌نمایش می‌گذارد. به‌عبارتی دیگر، در رنکینگ DxOMark، پیکسل ۳ در رتبه‌ی نخست برترین دوربین سلفی گوشی‌های هوشمند در زمینه‌ی ثبت تصاویر ساکن قرار می‌گیرد. این درحالی است که نوت ۹ به‌هنگام ضبط ویدیو، عملکرد بهتری دارد و پیکسل ۳ را کنار می‌زند؛ پرچمدار سامسونگ کسب این رتبه را تا حد زیادی مدیون سیستم لرزش‌گیر است که عملکرد بهتری از سیستم لرزش‌گیر پیکسل ۳ دارد. نکته‌ی جالب‌تر اینکه برخلاف اکثر گوشی‌های هوشمند امروزی، دوربین سلفی هردوی این گوشی‌ها دارای سیستم فوکوس خودکار است. دوربین پیکسل ۳ و نوت ۹ می‌توانند همواره تصاویری شارپ ثبت کنند؛ فرقی ندارد مشغول گرفتن عکس پرتره از فاصله‌ی کم باشید یا بخواهید از فاصله‌ی دور با دوربین سلفی عکس بگیرید، این دوربین‌ها در هر صورت عملکردی عالی دارند. البته ذکر این نکته حائز اهمیت است که پرچمدار گوگل از سیستم فوکوس خودکار تشخیص فاز (PDAF) بهره می‌گیرد که بهتر از سیستم فوکوس خودکار نوت ۹ به‌شمار می‌آید. این تفاوت به‌خصوص در هنگام ثبت تصاویر از فاصله‌ی دور، به‌چشم می‌آید. میتو وی ۶ که قیمت بالایی دارد، از نظر دوربین سلفی عملکردی تقریبا ناامیدکننده‌ از خود نشان می‌دهد، جالب است بدانید که سازنده‌ی این گوشی، از آن‌ به‌عنوان «متخصص ثبت تصاویر سلفی» یاد کرده است.
  9. حساب کاربری iCTech در ویبو از اضافه شدن پنج ویژگی جدید بهآیفون ۲۰۱۹ اپل خبر داده است. چندی پیش شاهد انتشار خبری بودیم که نشان از بکارگیری دوربین سه‌گانه در آیفون ۲۰۱۹ اپل داشت؛ حال iCTech این موضوع را تأیید کرده است. بنابر اطلاعات ارائه شده، پنج ویژگی مورد اشاره شامل دوربین سه‌گانه با زوم اپتیکال سه برابری، باتری با ظرفیت ۴٫۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی، شارژ بی‌سیم ۱۵ واتی، ناچ باریک‌تر برای دوربین TrueDepth و صفحه‌ی نمایش با نرخ بروزرپسانی ۹۰ تا ۱۲۰ هرتزی است. حساب کاربری iCTech به منبع اخباری که منتشر کرده، اشاره نکرده است. این منبع خبری چینی در گذشته اطلاعاتی را در رابطه با آیفون‌ها و محصولات اپل منتشر کرده است. البته نباید این موضوع را فراموش کرد که شماری از اطلاعات ارائه شده توسط iCTech در گذشته صحت نداشته است. همان‌طور که اشاره کردیم، این برای دومین بار طی چند هفته‌ی اخیر است که شاهدا انتشار خبری در رابطه با اضافه شدن یک دوربین دیگر به پنل پشتی آیفون ۲۰۱۹ هستیم. پیش از این نیز خبری برگرفته از تصاویر رندری که توسط Steve Hemmerstoffer منتشر شد، خبر از تعبیه دوربین سه‌گانه در آیفون ۲۰۱۹ داشت. باتوجه‌به اینکه آیفون XS و XS مکس در حال حاضر از دوربین دوگانه با زوم اپتیکال دوبرابری بهره می‌برند، استفاده از دوربین سه‌گانه در نسل بعدی آیفون دور از ذهن نیست. در مورد باتری نیز باید به این نکته اشاره کرد که تعبیه یک ماژول باتری ۴٫۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی در فرم‌فکتور آیفون‌های کنونی را باید به منزله‌ی یک موفقیت بزرگ برای اپل در نظر گرفت. آیفون XS، XR و XS مکس به ترتیب دارای باتری‌هایی به ظرفیت ۲٫۹۴۲، ۲٫۶۵۸ و ۳٫۱۷۴ میلی‌آمپر ساعت هستند. از این‌رو ارتقای ظرفیت باتری تا ۴٫۰۰۰ میلی‌آمپر ساعت را باید موفقیتی بزرگ برای اپل خواند. البته پیش‌تر شنیده‌ها حکایت از این داشت که اپل با مشکلاتی از قبیل جای دادن ماژول دوربین سه‌گانه دست به گریبان است؛ البته به نظر می‌رسد مهندسان اپل با تغییر در شکل ماژول باتری، بر این مشکل فائق آمده و توامان موفق به‌جای دادن باتری بزرگ درکنار ماژول دوربین سه‌گانه شده‌اند. با وجود پشتیبانی از باتری بزرگ‌تر، iCTech معتقد است که آیفون بعدی از شارژ سریع بی‌سیم ۱۵ واتی پشتیبانی خواهد کرد. هرچند پشتیبانی از شارژ سریع بی‌سیم ۱۵ واتی خبری خوب برای آیفون با سایز باتری بزرگ است، اما کنترل دمای گوشی در زمان شارژ شدن را باید یک چالش بزرگ برای اپل خواند. همچنین باید به کاهش سایز بریدگی نمایشگر در نسل جدید آیفون اشاره کرد. ضمنا شایعاتی منتشر شده که نشان از بکارگیری یک حسگر ۱۰ مگاپیکسلی برای دوربین TrueDepth به‌جای استفاده از نسخه‌ی ۷ مگاپیکسلی در آیفون XS و XR دارد. در آخر باید به بهبود نرخ به‌روزرسانی نمایشگر اشاره کرد که در بازه‌ی ۹۰ تا ۱۲۰ هرتز خواهد بود. این تغییر هم‌راستا با بهبودی است که اپل در نمایشگر آیپد پرو جدید ایجاد کرده است. افزایش رفریش ریت نمایشگر هرچند باعث روان‌تر شدن نمایشگر محتوا می‌شود، اما مصرف انرژی را افزایش می‌دهد. البته اپل بیکار ننشسته و با فناوری موسوم به ProMotion به این موضوع پاسخ داده است، بطوریکه براساس این فناوری نرخ رفرش ریت بین ۲۴ تا ۱۲۰ هرتز متغیر بوده تا عملکرد و مصرف باتری در بهینه ترین حالت ممکن باشد.
  10. اینتل در سال گذشته، خانواده‌ی جدیدی از محصولات خود را با‌ نام +Core معرفی کرد که پردازنده‌های همراه‌با حافظه‌ی اُپتان را شامل می‌شد. بااین‌حال، اسناد منتشرشده‌ی جدید نشان می‌دهد این شرکت به‌دلیل کمبود تقاضا برای این دسته از مدل‌ها، قصد دارد ساخت آن‌ها را متوقف کند. در این دسته، سه مدل قرار می‌گرفتند که همگی از ۱۶ گیگابایت حافظه‌ی اُپتان برخوردار بودند. اکنون، به‌نظر می‌رسد مسیر اینتل و Micron، درحال جداشدن باشد. طبق اعلام اینتل، مشتریان می‌توانند تا ۳۰ سپتامبر، باندل‌های +Core را سفارش دهند و موجودی کافی از این محصولات نیز وجود دارد. همچنین، آخرین سری از این پردازنده‌ها در ۲۷ دسامبر، به خریداران تحویل داده خواهد شد. پس از تحویل این سفارش‌ها، تولید مدل‌های Core+ i7-8700 درکنار Core+ 15-8500 و Core+ i5-8400 همراه‌با ۱۶ گیگابابیت حافظه‌ی اُپتان متوقف خواهد شد. حافظه‌های اُپتان اینتل بسته‌های منحصربه‌فرد سخت‌افزاری و نرم‌افزاری را شامل می‌شود که ازجمله‌ی آن‌ها می‌توان به حافظه‌های 3D XPoint اشاره کرد که می‌تواند قدرت نسل بعدی حافظه‌ها را افزایش دهد. ماژول‌های اُپتان به‌عنوان حافظه‌ی کش یا حافظه‌های SSD معمولی برای بوت سیستم‌عامل استفاده می‌شوند. اینتل قصد داشت با عرضه‌ی این باندل‌ها، فروش حافظه‌های اُپتان خود را نیز افزایش دهد؛ اما به‌نظر می‌رسد انتظارات این شرکت برآورده نشده است. توقف فروش محصولات گفته‌‌شده، خبر بسیار بدی نیز برای شرکت Micron، تأمین‌کننده‌ی حافظه‌های 3D XPoint است؛ زیرا حافظه‌های این شرکت، تنها در سری اُپتان به‌کار رفته و به‌نوعی اینتل، تنها مشتری آن محسوب می‌شود. همکاری اینتل و Micron از سال گذشته‌ی میلادی شروع شد و طبق آن، این دو شرکت مجموعه‌ای مشترک با نام IMFT برای توسعه‌ی حافظه‌های فلش ایجاد کردند. بااین‌حال، اکنون مدیرعامل اجرایی مایکرون اعلام کرده در آینده‌ای نزدیک، شرایط همکاری خود با اینتل و توسعه‌ی حافظه‌های 3D XPoint را باردیگر بررسی خواهد کرد. ظاهرا اینتل قصد دارد با برند Optane به فعالیتش ادامه دهد و مایکرون نیز برای خرید سهام اینتل از مجموعه‌ی IMFT تمایل زیادی دارد. درپایان، باید اشاره کرد تمامی مطالب مذکور ممکن است فقط دلایلی جزئی برای توقف ساخت این محصولات به‌شمار بروند و دلیل اصلی، ناکامی نه‌چندان چشمگیر آن‌ها در بازار بوده باشد.
  11. بزرگ‌ترین بانک برزیل یعنی بانکو دو برزیل که به‌عنوان و آمریکای لاتین شناخته می‌شود، دست به ارائه‌ی سرویسی زده که به کاربران اجازه می‌دهد ازطریق پیام‌رسان واتساپ از حساب خود پول نقد برداشت کنند. این اولین‌بار است که یک بانک برزیلی دست به ارائه‌ی چنین خدمتی زده است. به‌لطف این سرویس، کاربران می‌توانند بدون در اختیار داشتن کارت بانکی، از دستگاه‌های خودپرداز پول دریافت کنند. برای دریافت پول نقد، کاربران ابتدا شماره‌ای را به فهرست مخاطبان (Contacts) خود اضافه می‌کنند. پس از آن، یک روبات که براساس پلتفرم هوش مصنوعی واتسون ساخته‌ شده، از کاربر می‌خواهد تا مبلغ مورد نیاز و رمز خود را وارد کند. پس از تأیید اطلاعات، این روبات کدی را به کاربر می‌دهد و با وارد کردن آن کد در دستگاه‌های خودپرداز، امکان دریافت وجه نقد فراهم می‌شود. لازم به ذکر است که کدهای ارسال‌شده برای دریافت وجه تنها به‌مدت ۲۴ ساعت معتبر خواهند بود؛ علاوه‌براین، هم‌اکنون سقف برداشت ازطریق واتساپ به ۸۰ دلار محدود شده است. به‌ ادعای این بانک، باتوجه‌ به اینکه واتساپ از سرویس رمزگذاری کاربر به کاربر استفاده می‌کند، استفاده از این سرویس کاملا امن خواهد بود. با اضافه شدن سرویس برداشت نقدی به مجموعه‌ی سرویس‌های ارائه‌شده توسط بانکو دو برزیل، این بانک هم‌اکنون مجموعا ۱۵ سرویس خود را ازطریقق پیام‌رسان واتساپ ارائه می‌کند. از جمله دیگر سرویس‌های ارائه‌شده ازطریق پیام‌رسان واتساپ توسط این بانک می‌توان به انتقال وجه و خرید شارژ اشاره کرد.
  12. براساس اظهارات یکی از مدیران اپل که در جریان درگیری‌های قانونی میان این شرکت و کوالکام بیان شده‌اند، اهالی کوپرتینو مذاکراتی را به‌منظور تأمین مودم‌های 5G با دو شرکت سامسونگ و مدیاتک برگزار کرده‌اند. علاوه‌بر این دو شرکت، اینتل، که تأمین مودم‌های ارتباطی موجود روی آیفون‌های فعلی را بر عهده دارد هم از دیگر شرکت‌هایی است که برای تأمین این مودم‌ها با اپل مذاکره می‌کند. مابین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶، اپل برای تأمین این تراشه‌های ارتباطی تنها به سراغ کوالکام می‌رفت؛ اما از ابتدای ۲۰۱۶، اینتل نیز درکنار کوالکام تأمین مودم‌های مورد استفاده در محصولات اپل را برعهده داشت. در عین حال، سرانجام در سال ۲۰۱۸، ساکنان کوپرتینو وظیفه‌ی تأمین مودم‌های ارتباطی را صرفا به اینتل واگذار کردند. یکی از مدیران دست‌اندرکار در زنجیره‌ی تأمین قطعات اپل ، روز جمعه ادعا کرده که شرکت متبوعش، مدیاتک و سامسونگ را هم به‌عنوان گزینه‌هایی برای تأمین مودم‌های ارتباطی نسل پنجم (5G) مدنظر قرار داده‌اند. شبکه‌های ارتباطی نسل پنجم در سال جاری به‌تدریج شروع به فعالیت می‌کنند و سرعت‌هایی بالاتر از سرعت ارائه‌شده توسط فناوری‌های ارتباطی نسل چهارم (4G) را فراهم می‌کنند. از سوی دیگر، کمیسیون تجارت فدرال ایالات‌متحده کوالکام را به اقدامات انحصارگرایانه در زمینه‌ی واگذاری حق مالکیت معنوی متهم می‌کند. به‌ ادعای این کمیسیون، هدف کوالکام از این کار حفظ جایگاهش به‌عنوان تولید‌کننده‌ی اصلی تراشه‌های ارتباطی رده‌بالا بوده است. در دادگاه فدرال سن‌خوزه در ایالت کالیفرنیا، بلوینس ادعا کرد که اپل از مدت‌ها پیش به‌دنبال استفاده از تأمین‌کنندگان مختلف برای مودم‌های مورد استفاده در محصولاتش بوده است. در عین حال، ساکنان کوپرتینو قراردادی را با کوالکام به امضا رسانده‌ بوده‌اند که به موجب آن وظیفه‌ی تأمین مودم‌ها به‌طور اختصاصی به کوالکام واگذار می‌شد. در مقابل، بخش قابل‌توجهی از هزینه‌ای که به‌عنوان حق استفاده از مالکیت معنوی از سوی اپل به کوالکام پرداخت شده بود، مجددا به ساکنان کوپرتینو بازپس داده می‌شد. در سال ۲۰۱۳، استفاده از مودم‌های تولیدشده توسط اینتل در آیپد مینی ۲ پایان یافت؛ چرا که در صورت استفاده از مودم‌های ساخت اینتل، اپل هزینه‌ی بازپرداخت‌شده از سوی کوالکام را از دست می‌داد و همین مسئله باعث می‌شد تا استفاده از تراشه‌های اینتل از نظر اقتصادی برای ساکنان کوپرتینو به‌صرفه نباشد. اما سال گذشته، هنگامی که مذاکره بر سر قیمت با کوالکام طبق انتظارات اپل پیش نرفت، تولید‌کننده‌ی آیفونپروژه‌ای موسوم به «Antique» را کلید زد؛ هدف این پروژه یافتن تأمین‌کننده‌ی دوم برای مودم‌های ارتباطی بود. هرچند مابین سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ استفاده از مودم‌های کوالکام در برخی از آیفون‌های تولیدی ادامه داشت؛ اما شکایت اپل از کوالکام در سال ۲۰۱۷ باعث شد تا همکاری تجاری آن‌ها به‌پایان برسد. به توصیف بلوینس، رابطه‌ی این دو شرکت «در حالتی عمیقا منفی»‌ به پایان رسید؛ پایانی که به‌معنی تبدیل شدن اینتل به تنها تأمین‌کننده‌ی مودم‌های اپل بود. البته بلوینس به این مسئله اعتراف کرده است که اپل در نظر داشته تا اینتل را به تنها تأمین‌کننده‌ی مودم‌های مورد استفاده در اپل واچ تبدیل کند. شایان ذکر است که از سال ۲۰۱۷، با استفاده از تراشه‌های ارتباطی کوالکام در ساعت اپل، این ابزار امکان ارتباط مستقل به اینترنت را پیدا کرد. این مدیر اپل اذعان داشته که مذاکره با شرکت کره‌ای سامسونگ، که با گوشی‌های سری گلکسی و نوت به رقابت با آیفون می‌پردازد، به‌عنوان «شرایطی ایده‌آل تلقی نمی‌شود»؛ اما سامسونگ هم‌اکنون بزرگ‌ترین تأمین‌کننده‌ی قطعات مورد استفاده توسط ساکنان کوپرتینو است. همچنین این مدیر اپل بیان داشت نه‌تنها به نتایج تصمیم‌گیری‌های اپل در رابطه با تأمین‌کننده‌ی مودم‌های 5G این شرکت اشاره نکرد؛ بلکه اطلاعاتی در رابطه با پشتیبانی یا عدم پشتیبانی آیفون‌های ۲۰۱۹ از فناوری 5G هم ارائه نداد. لازم به ذکر است که پیش از این گزارشی توسط بلومبرگ منتشر شده بود که به عدم پشتیبانی از ارتباط نسل پنجم در آیفون تا سال ۲۰۲۰ اشاره می‌کرد.
  13. باتوجه‌به اطلاعات جدیدی درباره‌ی گوشی هوشمند گلکسی اس ۱۰ لایت سامسونگ دردسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. نتایج بنچمارک گیک‌بنچ ازطریق GalaxyClub به‌اشتراک گذاشته شده و گوشی هوشمند سامسونگ را با شماره‌ی مدل SM-G970U و تراشه‌ی اسنپدراگون ۸۵۵ کوالکام نشان می‌دهد که در این آزمایش شرکت کرده است. گلکسی اس ۱۰ لایت ارزان‌قیمت‌ترین مدل در بین گوشی‌های هوشمند سری گلکسی اس ۱۰ خواهد بود که قرار است با اندروید ۹ پای در بازار ایالات متحده‌ی آمریکا به بازار عرضه شود. از بین مشخصات منتشرشده، هیچ‌کدام به‌اندازه‌ی حافظه‌ی رم ۶ گیگابایتی شگفت‌انگیز نیستند. ظاهرا شاهد پیشرفت چشمگیری درمقایسه‌با نسخه‌ی پایه‌ی گلکسی اس ۹ با حافظه‌ی رم ۴ گیگابایتی خواهیم بود. شاید یکی دیگر از هیجان‌انگیزترین نکات این گوشی هوشمند به عملکرد دستگاه مربوط می‌شود. گلکسی اس ۱۰ لایت در آزمایش تک‌هسته‌ای موفق شد امتیاز ۱۹۸۶ و در آزمایش چندهسته‌ای امتیاز ۶۲۶۶ را کسب کند. البته تنها نتیجه‌ای که از دستگاه آزمایش‌شده به‌دست می‌آید، این است که دستگاه ازنظر نرم‌افزاری و سخت‌افزاری بهینه‌سازی نشده و در آزمایش شرکت کرده است. درنتیجه، نتایج به‌دست‌آمده وضعیت عملکرد گوشی هوشمند گلکسی اس ۱۰ را به‌خوبی نشان نمی‌دهد. انتظار می‌رود سایر مدل‌های گلکسی S10 ازجمله گلکسی اس ۱۰ اج وگلکسی اس ۱۰ پلاس با همین تراشه به بازار عرضه شوند. باید ببینیم این گوشی‌های هوشمند نیز با حافظه‌ی رم ۶ گیگابایتی به بازار عرضه خواهند شد یا اینکه سامسونگ درنظر دارد آن‌ها را با حافظه‌ی رم ۸ گیگابایتی به بازار عرضه کند یا اینکه مدل‌های پرچم‌دار گران‌قیمتش را حتی با حافظه‌ی رم بیشتری معرفی کند. افزون‌براین، انتظار می‌رود Galaxy S10 Lite با ظرفیت حافظه‌ی داخلی ۱۲۸ گیگابایتی و دوربین دوگانه و حسگر اثرانگشت یکپارچه با دکمه‌ی پاور معرفی شود. این دستگاه از باتری ۳۱۰۰ میلی‌آمپرساعتی بهره خواهد برد که می‌تواند به‌مدت یک روز کامل کاری شارژ لازمِ کاربران را تأمین کند. احتمالا سامسونگ گلکسی S10 را قبل از کنگره‌ی جهانی موبایل سال جاری، یعنی ۲۰ فوریه (برابر با اول اسفند) رونمایی کند. درنتیجه، این احتمال وجود دارد در اوایل مارس (برابر با نیمه‌ی اول اسفند) به بازار عرضه خواهد شد. به‌علاوه، انتظار می‌رود درنهایت معرفی مدل گلکسی اس ۱۰ با امکان اتصال به شبکه‌ی 5G را نیز شاهد باشیم. نسخه‌ی 5G چهارمین نسخه‌ی گوشی‌های هوشمند این سری خواهد بود و احتمالا اواخر سال جاری میلادی در ایالات متحده‌ی آمریکا و کره‌جنوبی عرضه خواهد شد.
  14. شرکت ایسوس کارت گرافیک قدرتمند ROG Matrix GeForce RTX 2080 Ti را معرفی کرد. ROG Matrix جدید نخستین کارت گرافیکی به‌شمار می‌رود که از نوآوری جدید Infinity Loop، سیستم خنک‌کننده‌ی مداربسته‌ی تایوانی‌ها بهره می‌برد. این سیستم زیر پوشش جلویی کارت قرار می‌گیرد. با این حال، کارت Matrix RTX 2080 Ti‌ کماکان به سیستم خنک‌کننده‌ی اکتیو اتکا دارد؛ چرا که سه فن Axial روی کارت وجود دارد. تایوانی‌ها ادعا می‌کنند که فناوری Infinity Loop عملکرد بسیار بهتری نسبت‌به طرح‌های هیبریدی با رادیاتورهای ۱۲۰ یا ۲۴۰ میلی‌متری رقیب دارد. در هر صورت، یکی از مصالحه‌های مرتبط با به‌کارگیری راهکار خنک‌سازی Infinity Loop، به فضایی بازمی‌گردد که برای جای‌دادن پمپ، لوله‌ها و رادیاتورهای یکپارچه روی کارت گرافیک نیاز است. علاوه‌بر موارد یادشده، ایسوس هیت‌سینک بزرگی را نیز برای خنک‌سازی بلوک کارت گرافیک و تراشه‌ی حافظه‌ی GDDR6‌ توسعه داده است. بدین ترتیب ROG Matrix GeForce RTX 2080 Ti کارت گرافیک زمختی به‌شمار می‌آید که سه اسلات PCI را اشغال می‌کند. طبق معمول در هر دو سمت کارت، نورپردازی Aura Sync RGB به‌چشم می‌خورد. براساس اعلام ایسوس، بُرد سفارشی‌شده‌ی Matrix RTX 2080 Ti با مدل‌های ROG Strix یکسان است؛ بنابراین تایوانی‌ها می‌توانند هر نمونه از کارت‌های گرافیک جدید خود را به‌گونه‌ای تنظیم کنند که به سرعت‌های ادعاشده از سوی شرکت تولیدکننده دست یابند. با توجه به مشخصات منتشرشده از سوی انویدیا، فرکانس کارت گرافیک ROG Matrix GeForce RTX 2080 Ti روی عدد ۱۳۵۰ مگاهرتز قرار دارد؛ اما این کارت از دو حالت عملکردی بهره می‌برد؛ بدین ترتیب که حالت بازی محافظه‌کارانه‌تر آن به فرکانس بیشینه‌ی ۱۸۰۰ مگاهرتز دست پیدا می‌کند، در حالی‌که حالت OC روی عدد ۱۸۱۵ مگاهرتز محدود خواهد بود که ۱۸۰ مگاهرتز بیش‌تر از فرکانس بیشینه‌ی ۱۶۳۵ مگاهرتزی نسخه‌ی Founders کارت RTX 2080 Ti‌ انویدیا به‌حساب می‌آید. علاوه‌بر موارد یادشده، سرعت حافظه‌ نیز در کارت جدید ایسوس به مقدار ۱۸۵۰ مگاهرتز (۱۴۸۰ مگاهرتز مؤثر) افزایش پیدا کرده است، در حالی که نسخه‌ی Founders از سرعت حافظه‌ی ۱۷۵۰ مگاهرتز (۱۴۰۰ مگاهرتز مؤثر) بهره می‌برد. همانند نسخه‌ی Founders، کارت گرافیک Matrix 2080 Ti ایسوس از دو اتصال ۸ پینی PCIe استفاده می‌کند؛ اما خروجی ویدیویی آن با کارت فاندرز انویدیا تفاوت دارد، این کارت از دو پورت HDMI 2.0b، دو پورت DisplayPort 1.4 در کنار یک پورت USB-C برای VirtualLink‌ انویدیا بهره می‌برد.
  15. شرکت ایسوس چند محصول جدید از خانواده‌ی ذن‌بوک را در نمایشگاه CES 2019 معرفی کرد که‌ در‌این‌میان، ذن بوک ۱۴ سبک‌تر و قوی‌تر از همیشه ظاهر شد. نمایشگاه CES 2019 فرصت خوبی برای ایسوس بود تا چند محصول جدید را در دسته‌ی لپتاپ‌های خود معرفی کنید. خانواده‌ی ذن‌بوک، با چند لپتاپ‌ قدرتمند یا عمان اولترابوک به‌روزرسانی شدند. Zenbook 14یکی از آن محصولات جدید بود که سبک‌تر و قدرتمندتر از نسخه‌های پیشین است. اولترابوک ذن‌بوک 14 ایسوس، از آخرین نسخه‌ی پردازنده‌های این نوع لپتاپ از خانوادخه‌ی ویزلی لیک بهره می‌برد. به‌علاوه، گرافیک انویدیا GeForce MX150 به‌همراه ۱۶گیگابایت حافظه‌ی رم، محصول جدید ایسوس را به گجتی قدرتمند تبدیل می‌کند. این مشخصات سخت‌افزاری حرفه‌ای، در یک طراحی باریک و زیبای آبی‌رنگ عرضه می‌شود که وزن بسیار پایینی هم دارد. وزن لپتاپ حرفه‌ای جدید ایسوس، ۱.۴۵کیلوگرم بوده و همان‌طور که از نام آن پیدا است، از صفحه‌نمایش ۱۴اینچی بهره می‌برد. ذن‌بوک جدید به‌رنگ اختصاصی شرکت تولیدکننده یعنی Utopia Blue و روش ساخت اختصاصی فلزی آن شرکت، تولید شده است. با باز شدن درب این لپتاپ، بدنه‌ی اصلی آن نیز کمی شیب پیدا می‌کند تا تجربه‌ی تایپ بهتری را برای کاربر به ارمغان بیاورد. ترک‌پد Zenbok 14 عملکردی دوگانه را برای کاربر به ارمغان می‌آورد. درواقع، بخش لمسی پایین صفحه‌کلید لپتاپ، به دکمه‌های عددی تبدیل می‌شود که نیاز به اضافه کردن این کلیدها در یک لپتاپ کوچک ۱۴ اینچی را برطرف کرده است. جنین قابلیتی، در لپتاپ Zenbook Pro 15 هم پیاده‌سازی شد. لپتاپ ذن‌بوک 14 در سه‌ماهه‌ی اول سال ۲۰۱۹ و با حداقل قیمت ۵۹۰ پوند به بازار عرضه خواهد شد. ایسوس، علاوه‌بر معرفی اولترابوک خود، عضو دیگری از خانواده‌ی ذن‌بوک را نیز با نام S13 در نمایشگاه امسال لاس‌وگاس معرفی کرد. طبق ادعای شرکت، این محصول، باریک‌ترین لپتاپ با کارت گرافیک اختصاصی محسوب می‌شود. ضخامت محصول جدید ایسوس، ۱۲.۹میلی‌متر گزارش شد که با برادر بزرگ‌ترش یعنی Zenbook S برابری می‌کند. البته، در بخش پردازنده‌ی گرافیکی، به‌روزرسانی نسبت به نسل قبل انجام شده و از انویدیا MX150 در S13، استفاده شده است. پردازنده‌ی گرافیکی لپتاپ S13، قوی‌ترین محصول بازار نیست اما برای کارهای سبک ویرایش ویدئو یا بازی‌های معمولی، انتخابی مناسب خواهد بود. نکته‌ی بسیار مهم دیگر لپتاپ کوچک ایسوس، وزن ۱.۱کیلوگرمی آن است که حمل‌ونقل S13 را بسیار آسان می‌کند. Zenbook S13 در سه‌ماهه‌ی اول سال جاری میلادی عرضه خواهد شد و هنوز اطلاعات زیادی از قیمت آن در دست نیست.