sitedesign

کاربر سایت
  • تعداد ارسال ها

    3
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

0 Neutral

درباره sitedesign

  • درجه
    کاربر تازه وارد
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شخصی

  • سیستم مدیریت محتوای مورد علاقه
    وردپرس
  • انجمن ساز مورد علاقه
  • آدرس سایت
    http://sitedesign.joomir.com
  1. چند سالی میشه که موضوع تاثیر کلیک ها روی رتبه بندی سایت ها در رتبه بندی گوگل بسیار جا افتاده است و این اتفاق زمانی افتاد که متخصصان سئو به دنبال تاثیر نرخ کلیک روی رتبه بندی ها بودن و در آخر نشون دادن که یکی از عوامل تاثیر گذار روی رتبه بندی سایت ها همین میزان کلیک های کاربران است. این موضوع خیلی دور از انتظار نیست چون گوگل اعلام کرده بود که به دنبال نشونه هایی برای پیدایش میزان محبوبیت سایت ها از دید کاربران است و این نرخ کلیک خیلی خوب می تونه میزان علاقه ی کاربران رو برای ورود به سایت نشون بده. با ما همراه باشید تا در مورد نرخ کلیک و تاثیر اون روی رتبه بندی بیشتر توضیح بدیم. نرخ کلیک چیست؟ نرخ کلیک یا click through rate در بازاریابی اینترنتی مقیاسی است که تعداد کلیک ها روی تبلیغات شما رو نمایش میده؛ این میزان در حقیقت درصد افرادی است که تبلیغ شما رو مشاهده و بعد روی اون کلیک می کنن که چنین فرمولی داره: نرخ کلیک: (کل کلیک روی آگهی) / (کل بازدیدها) این نسبت که از تعداد کلیک کاربران به تعداد دفعات نمایش آدرس و نام برند در نتیجه های جست و جو به دست می آید به معنای نرخ کلیک نسبت به رتبه است. مثلا اگه سایتی در نتیجه ی جست و جوهای گوگل در واژه ی "طراحی سایت" 2000بار نمایش داده شده باشه و تعداد کلیک روی اون 170بار باشه، نرخ کلیکش میشه 20درصد؛ یعنی 20درصد جست و جو کنندگان روی لینک این سایت کلیک کردن. نرخ کلیک ایمیل: میزان کلیک ایمیل ها به تعداد کلیک هایی گفته میشه که روی لینک ایمیل های دریافتی به صفحه ی وارد شده، قرار گرفته باشه. این نرخ کلیک به صورت درصد نمایش داده می شه و به نسبت تعداد کلیک ها بر تعداد پیغام های ارسالی به دست میاد. به طور کلی اکثر بازاریابی های ایمیلی از ابزارهایی مثل open rate، bounce rate و بقیه ی اندازه گیری ها برای درک تاثیر بازاریابی و موفقیت برای کمپین ها استفاده می کنن. کلا نرخ کلیک ایده آلی وجود نداره و این روش اندازه گیری طبق نوع ایمیل، تعداد ایمیل های ارسالی و فهرست افرادی که به اون ها فرستاده میشه و نحوه ی ارتباط با مخاطبان و خیلی عامل دیگه متفاوت است. این نرخ حتی در زمان هایی از روز هم میزانش فرق می کنه، مثلا در روزهای تعطیل نرخ کلیک ایمیلی تقریبا بیشتر است. هدف نرخ کلیک: هدف این فاکتور اینه که بشه نسبت کلیک به نمایش رو روی تبلیغات آنلاین و بازاریابی ایمیلی اندازه گرفت. کلا بالاترین میزان کلیک بیشترین تاثیر بازاریابی رو روی کمپین ها و جذب افراد به سایت خواهد داشت. هدف طراحی اکثر سایت های تجاری تعیین یکسری رفتارها است. مثل خرید کتاب، خوندن اخبار یا مقاله، دیدن ویدیو یا شنیدن موسیقی و یا حتی جست و جوی پرواز. معیار خوب بودن نرخ کلیک چیست؟ خب جواب این سوال از یه کمپین به کمپین دیگه یا حتی از یه کلمه ی کلیدی به کلمه ی کلیدی دیگه متفاوت است و هر چی که در مسیر تبلیغات شما نمایش داده میشه هدفش قرار دادن تبلیغاتتون در صفحه نتایج موتورهای جست و جو است. آیا نرخ کلیک بالا برای کمپین و کسب و کارها مضر است؟ بله، وقتی که از یه کلمه ی کلیدی پر بازدید که هیچ ربطی به کسب و کار نداره توی خبرنامه استفاده بشه و صرفا به هدف دیده شدن باشه نمی تونه به افزایش فروشتون کمک کنه و برای کسب و کارتون مضر خواهد بود. در این حالت شما برای هر کلیکی یه مبلغی پرداخت می کنید؛ کلیک های زیاد آگهی های مصرفی زیادی تولید می کنه؛ گاهی وقتا ممکنه کلیک روی کلمات کلیدی به علت قیمت بالاشون به جای سود داشتن بیشتر ضرر به همراه داشته باشه؛ و همینطور متن هایی که به موضوع کسب و کارتون ربطی ندارن فقط باعث پول خرج کردن های اضافی بدون بازگشت سود و حتی کاهش درآمد کسب و کارتون خواهد شد. پس بهتره که با هر قیمتی دنبال بالاترین نرخ کلیک نباشید بلکه از کلماتی استفاده کنید که با متن آگهی، محصول و خدمات یا صفحه فرود مرتبط باشن و مهم تر از همه از کلماتی استفاده بشه که از لحاظ قیمتی به صرفه باشن. PPC یا pay per click: وقتی که یه آگهی PPC می سازید به این آگهی یه امتیاز کیفی داده میشه و این امتیاز از جمله مواردی است که گوگل از این طریق راجع به نمایش در آمدن یا عدم نمایش آگهی در یه قیمت خاص تصمیم گیری می کنه. اگه امتیاز کیفی شما پایین باشه باید پول بیشتری برای نمایش تبلیغات خودتون پرداخت کنید. آیا CTR یا نرخ کلیک روی رتبه ی گوگل تاثیر گذار است؟ چیزی که بیشتر از همه برای گوگل مهم است کاربر پسند بودن سایت و محتوای مفید است. اصلی ترین هدف گوگل رسوندن کاربر به نتایج مطلوب از جست و جو است و به همین دلیل است که در حال حاضر بهترین موتور جست و جوی دنیا است و از این طریق به درآمد بالایی هم رسیده است. خود گوگل میگه همیشه به فکر اینه که کاری بکنه تا میزان محبوبیت سایت ها برای کاربران سنجیده بشه. این جا است که اگه صفحه ای نرخ کلیک بالایی داشته باشه گوگل اون رو به عنوان یه صفحه ی کاربر پسند در نظر می گیره و اینجوری رتبه ی بهتری در جست و جو پیدا می کنه. البته عوامل بسیاری در این مورد دخیل هستن که این یکی از آن ها است. خب علاوه بر اینکه نظر گوگل روی تاثیر نرخ کلیک در رتبه سایت مهم است، کاربران هم به تاثیر این فاکتور در سئوی سایت معتقد هستن اما تاثیر این عامل رو کوتاه مدت میدونن. مثلا وقتی که شما عبارتی مثل طراحی سایت رو جست و جو می کنید و بین نتایجی که با اون روبرو می شید یه سایتی رو می بینید که به همه ی سوالات شما پاسخ داده و یه سایت دیگه ای هم هست که هیچ محتوای مفیدی در پاسخ به عبارت شما نداره اما فقط با روش های قلّابی سئو در رتبه های بالای نتایج آمده است و شما به محض اینکه متوجه می شید برای شما محتوای مفیدی نداره از اون خارج خواهید شد و بعدها هم ممکنه با دیدن لینک روی اون کلیک نکنید. پس با این تفاسیر گوگل اهمیت زیادی به واکنش کاربران میده و نتایج رو طبق اون تعیین می کنه. چرا گوگل بیان کرده که نرخ کلیک جزو فاکتورهای تاثیرگذار در رتبه بندی سایت ها نیست؟ همونطور که گفتیم نرخ کلیک میزان تعامل مثبت کاربران با یه وب سایت رو نشون میده اما چون این مساله دغدغه ی بسیاری از سئوکارها شده بود و امکان داشت که اکثر اون ها با روش های غیر نرمال و راه های اسپمی و سایت هایی که به شکل غیر متعارف تلاش به بالا بردن میزان کلیک بکنن، گوگل اعلام کرد که دیگه از نرخ کلیک در الگوریتم رتبه بندی در سئو استفاده نمیشه. گفته های متفاوتی از گوگل وجود داره که نشون میده گاهی اوقات این شرکت از این فاکتور استفاده می کنه، مثلا وقتی که چند سایت مشابه در برخی موارد از سئو در یه سطح باشن اونوقت فاکتورهای دیگه ای که یکیشون همین نرخ کلیک است روی کار میان. خیلی ها معتقدن که گوگل گرچه از این عامل به طور مستقیم در رتبه بندی سایت ها استفاده نمیکنه اما در خیلی از موارد به شکل غیر مستقیم اون رو توی بررسی کیفیت سایت ها و تحلیل نتایج نمایش داده شده لحاظ می کنه. نرخ کلیک باید چقدر باشه تا بتونه روی رتبه بندی تاثیر بذاره: این موضوع به عوامل مختلفی بستگی داره و نمیشه برای اون تعداد مشخص کرد، چرا که به شکل طبیعی از یه کمپین تبلیغاتی تا تبلیغ دیگه تغییر می کنه. در تبلیغات بنری، کلیکی، متنی و غیره هر کدوم نرخ کلیک متفاوتی ایجاد می کنن. برای اینکه بتونید نرخ کلیک قابل قبولی داشته باشید باید کلمه ی کلیدی مناسب با زمینه کاری که با متن تبلیغاتی شما و صفحه فرودتون مرتبط است، داشته باشید. کلمات کلیدی اگه نامرتبط باشن می تونن برای سایتتون مضر باشن و حتی تاثیر بدی روی افزایش رتبه ی شما دارن و قطعا نرخ کلیک پایینی خواهند داشت. گوگل همیشه میاد و از روش های مختلفی برای سنجش ارزیابی کاربران نسبت به نتیجه ای که در هنگام جست و جو نمایش داده شده به اون ها استفاده می کنه؛ جوری که از کاربر سوال می پرسه که آیا نتیجه ای که نمایش داده همون چیزی است که کاربر مد نظرش بوده یا نه. این نظر سنجی ها باعث میشه که افزایش غیرواقعی نرخ کلیک سایتی با روش های اسپمی روی رتبه بندی ها تاثیری نداشته باشه. اما به طور کلی نمیشه گفت که چه عددی برای نرخ کلیک در نتایج جست و جو مناسب است چون توی سئو هیچی مطلق نیست. مثلا اگه موضوعات سرگرم کننده سرچ بشه، 5 یا 6 نتیجه از نتایج مورد جست و جوی صفحه ی اول گوگل به یه میزان کلیک میشن؛ اما اگه موضوع خبر باشه شاید به نتیجه ی اول اکتفا کنن. گرچه توی بخش های آموزشی کاملا به محتوا بستگی داره و هیچ اصولی واسش وجود نداره. پس این موضوع یکسان بودن نرخ کلیک برای رتبه های اول یا حتی کل رتبه های نتایج جست و جو رو نشون میده. مناسب ترین عدد برای نرخ کلیک در تبلیغات بنری چه می تواند باشد؟ همونطور که در بالا توضیح دادیم عدد ثابتی نمیشه ارائه داد. اما به طور کلی اگه سایتی که در اون تبلیغ می کنید مرتبطت باشه 1% نرخ خوبیه و اگه مرتبط نباشه 001/0 و 0001/0 هم طبیعی است. پس مشخصه که هرچقدر این عدد بالاتر باشه بهتره و این میزان بیشتر بستگی به جای آگهی شما در سایت تبلیغ کننده و میزان بازدید کنندگان اون سایت داره. برای افزایش نرخ کلیک چه میشه کرد؟ خب معلومه که گوگل دوست داره کاربران بیشتری به سایت های هدف برن و در اون مشارکت کنن. پس بهبود نرخ کلیک وب سایت ها ضروری به نظر می رسه، چون که گوگل میزان محبوبیت سایت رو متوجه میشه و می تونه با ترفندهایی بقیه ی کاربران رو به اون سمت هدایت کنه. موارد زیر رو میشه برای افزایش میزان کلیک در نظر گرفت. از rich snippetها برای نمایش ستاره یا امتیاز در نتایج گوگل استفاده شود: این افزونه ی وردپرس که مطالب سایت رو در گوگل و بقیه ی موتورهای جست و جو ستاره دار می کنه. در این صورت شما می تونید به مطالب خودتون پنج ستاره بدهید تا در زمان جست و جوی کاربران، امتیاز کنار مقاله یا محتوای شما رو ببینن. این افزونه به طور غیر مستقیم روی سئوی سایت شما تاثیر میذاره و باعث میشه که به کاربران انگیزه ی بیشتری داده بشه، مخصوصا اگه این امتیازها بالا باشن که قطعا بازخورد خوبی روی ذهنیت کاربران خواهد گذاشت. از متا تگ های مناسب استفاده شود: description metaها مثل مورد بالا تاثیر غیر مستقیمی روی رتبه ی سایت شما می گذارن. از عناوین مناسب برای صفحات سایت استفاده شود: برای بهبود سئو و بهتر دیده شدنتون در نتایج جست و جو بهتر است از عنوان مناسب با محتوا استفاده شود. از گذاشتن محتوای تکراری و کم ارزش دوری کنید و محتوای مناسب با سایتتون تولید کنید: باید سعی کنید تا نرخ پرش سایتتون رو پایین نگه دارید. به عبارتی نرخ پرش به این مفهوم است که کاربر با وارد شدن در سایت شما با مشاهده ی صفحه ی فرود از اون خارج میشه و به صفحات دیگه سر نمی زنه و هرچه این میزان پرش زیاد باشه تاثیر منفی روی سایتتون میگذاره. به تجربه ی کاربری اهمیت بدید، چرا که جلب رضایت اون ها می تونه به افزایش نرخ کلیک سایتتون کمک شایانی بکنه. روش های بهینه سازی سایت به هدف افزایش نرخ کلیک: اگه می خواید صفحه ای از سایتتون رو برای یه کلمه ی کلیدی خاص بهینه کنید می تونید از روش های زیر کمک بگیرید یا از دارکوب بخواید که این کار رو برای شما انجام بده. کلیدواژه های با نرخ کلیک صفحه ی پایین تر رو در تگ های عنوان صفحه قرار بدید. مثلا می تونید لینک ها و عنوان های صفحه رو با عناوینی که رتبه ی بالاتری دارن، مقایسه کنید. هرچقدر از عناوین مناسب استفاده کنید، نرخ کلیک شما بالاتر میره. شما هم به عنوان کاربر اگه یه عنوان جذاب ببینید، دوست دارید روی اون کلیک کنید؛ پس عنوان جذاب قطعا کاربر رو به سمت خودش می کشونه. همینطور که در بالا هم گفتیم توضیحات متا برای قرار گرفتن کلمات کلیدی هدف برای بالا بردن نرخ کلیک بسیار مفید هستن. کلمات کلیدی توی نتایج صفحه ی گوگل به شکل بولد و پررنگ در توضیحات مشخص هستن و این حالت احتمال کلیک رو بالاتر می بره. هر توضیح متا رو بسته به محتوای اون صفحه بهینه کنید. سعی کنید این بخش رو کلیشه ای و صرف پر کردن این قسمت انجام ندید. به صفحات پر طرفدار نگاه کنید و ببینید اونها توی این قسمت چی می نویسن. واژه های کلیدی هدف رو توی URLها قرار بدید. این روش مثل روش توضیحات متا باعث میشه که کلمات کلیدی برجسته بشن و شانس دیده شدن داشته باشن. با توضیحاتی که داده شد به این نتیجه می رسیم که مطلب دقیقی در این مورد وجود نداره و این عامل شاید مستقیما نتایج رو تغییر نمیده اما برای اینکه دیده بشه فاکتورهایی که مستقیما روی رتبه بندی تاثیرگذارن روی کیفیت نتایج جست و جو و نحوه ی مشارکت کاربران تاثیر مثبتی داره یا نه، از نرخ کلیک استفاده میشه. البته میشه گفت که نرخ کلیک از طرق مختلف مورد استفاده قرار می گیره؛ یکی از اعضای شرکت گوگل گفته بود که گوگل همیشه برای بررسی کیفیت نتایج به نمایش درومده برای کاربران از نرخ کلیک استفاده می کنه، چون این عامل می تونه ترافیک طبیعی سایت رو بالا ببره بهتره همیشه حواستون به بهینه سازی سایت باشه. طراحی وب دارکوب
  2. مزایای صفحات AMP ، علاوه بر سرعت AMP به جز سریع تر کردن صفحات وب، مزایای دیگه ای هم داره و میتونه روی سئو و فعالیت کاربرها در سایت تأثیر بذاره. AMP فقط با عبارتهایی که در موتورهای جتسجو سرچ میشن مشخص میشه. یعنی روی صفحه نتایج، کنار صفحات AMP یه آیکون دیده میشه که علامت رعد و برق داره و نشون میده گوگل سرعت این صفحات رو برای کاربران موبایل گارانتی کرده. با این کار نرخ کلیک این صفحات از صفحه نتایج گوگل بالا میره و کاربرهای بیشتری از این طریق به سایت هدایت میشن. به علاوه، صفحات AMP در نتایج جستجوی موبایلی در جایگاه بالاتری نمایش داده میشن. اینطور که ما محاسبه کردیم به طور متوسط تا 12% جایگاه این صفحات بالاتر میره. البته گوگل گفته فعلا رتبه صفحات AMP افزایش پیدا نمیکنه، اما با این حال الگوریتم هاش طوری تعریف شده اند امکان فراهم کردن یک تجربه خرید بی نظیر یه فروشگاه لوازم لوکس که برای بهبود تجربه خرید از صفحات موبایل پرشتاب یا AMP استفاده کرده. اگه کاربر روی موبایل، کالایی رو سرچ کنه آیکون رعد و برق رو کنار کلمه AMP میبینه که نشون میده این صفحه هم سریعه و هم سازگار با موبایل. وقتی کاربر روی صفحه کلیک کنه بلافاصله صفحه با تمام قابلیتهاش، از رنگ گرفته تا عکس محصولات و تمام مواردی که برای یک خرید ضروری اند، نمایش داده میشه. اگه کاربر کالا رو به سبد خریدش اضافه کنه یا در این صفحه روی هر چیز دیگه ای کلیک کنه، خیلی سریع و بی درنگ به اون صفحه هدایت میشه. انتقال از صفحات AMP به صفحه اصلی سایت هم خیلی سریع انجام میشه. اثر صفحات AMP بر عملکردهای فروشگاه آنلاین با اینکه جاوااسکریپت در AMP کاربردی نداره اما با روشهای مختلف - که عموما از ترکیب عناصر AMP با CSS بوجود اومده اند – میشه عملکرد خوبی داشت. به خصوص وقتی میخواهید از صفحات AMP برای مقاصد تجاری استفاده کنید اهمیت این مسئله بیشتر میشه، چون در این موارد، حتما باید تجربه خرید خوبی رو برای کاربر فراهم کنید تا کاربر به خرید تشویق بشه. صفحات AMP با متعادل کردن سرعت و کارایی میتونن تمام ضروریات یه تجربه خرید مؤثر رو داشته باشن. مثلا از نظر کاربردی میشه به این قابلیت ها در صفحات AMP اشاره کرد: قابل ترکیب با سیستم موجودی شرکت قابلیت انتخاب ویژگی های محصول (مثلا اندازه، رنگ، مدل و غیره) با سبد خرید سایت و صفحه پرداخت آنلاین کار میکنه قابلیت پرداخت آنلاین استفاده از گزینه های پرداخت و امنیتی موجود آیا دیتا از سرعت پشتیبانی میکنه؟ این ارزیابی ها نشون میده صفحات AMP تونستند نرخ تبدیل مشتری روی موبایل رو به طور متوسط 105% تا افزایش و نرخ خروج از سایت رو تا 31% کاهش بدن. علاوه بر این نرخ کلیک از موتورهای جستجو تا 29% افزایش پیدا کرده. 29 درصدی که نرخ کلیک صفحه از صفحه نتایج موتورهای جستجو افزایش پیدا کرده، بیشتر توجه منو به خودش جلب کرد. من مزایای این عملکرد رو به دو عامل تقسیم میکنیم: 1- افزایش آگاهی مردم از آیکون رعد و برق باعث میشه مردم بیشتر روی صفحاتی با این آیکون کلیک کنند 2- چون صفحات AMP در صفحه نتایج جستجو بالاتر رتبه گذاری میشن، طبعا ترافیک بیشتری هم جذب میکنند آمار دیگه ای که نشون میده حرکت کاربر در قیف مشتری رو افزایش میده در زیر آورده شده: 29% افزایش نرخ کلیک از بخش جستجوی پلتفرم های شبکه های اجتماعی 31% کاهش نرخ خروج و 105% افزایش نرخ تبدیل در صفحات فرود AMP 19% افزایش در متوسط قیمت سفارشهایی که برای خرید ثبت شده اند روز به روز پلتفرم های بیشتری صفحات AMP رو مجزا میکنند. در حال حاضر گوگل، بینگ، فیسبوک، لینکدین و خیلی از پلتفرم های دیگه این صفحات رو نشون میدن و چون صفحات موبایل پرشتاب اولویت گرفتند (هم از طریق افزایش رتبه و هم با نمایش آیکون و هم با عملکرد بهتر)، کاربرهای بیشتری رو در قیف مشتری هدایت میکنند. به علاوه صفحات AMP سرعت بارگذاری خوبی به کاربرها ارائه میدن و در نتیجه تأثیر خوبی روی اونها دارن که باعث میشه کاربر در سایت بیشتر فعالیت داشته باشه. از نرخ خروج کمتر گرفته تا افزایش نرخ تبدیل مشتری، بخاطر سرعت بالاتر و تجربه کاربری بهتر همه میتونه از دلایل سرعت گرفتن جایگزینی صفحات فرود معمول با صفحات AMP باشه که میتونه منجر به تبدیل وبگردی موبایلی به خرید و در نتیجه افزایش برگشت سرمایه بشه. مزایای AMP برای فروشگاه اینترنتی همه صفحات AMP یکسان نیستند. اینجا براتون نکاتی رو آوردیم که برای زیبا و سریع شدن صفحات و بهبود عملکردشون باید رعایت بشن. عاقلانه انتخاب کنید: ما توصیه میکنیم صفحات AMP فقط در بخشهای بالایی قیف مشتری یا در صفحاتی که در جستجوی طبیعی به نمایش درمیان استفاده بشه. معمولا برای سایتهای فروشگاهی AMP که هم صفحه اصلی دارند و هم صفحات دسته بندی ها و محصولات، از این صفحات استفاده میشه. پلاگین ها رو بشناسید: استفاده از قالبهای عمومی پیش ساخته، تجربه رو تضعیف میکنن و معمولا نتیجه معکوس میدن و کاربرها رو فراری میدن. اگه صفحات AMP مشابه هم نباشند و حال و هوای متناسب با عملکرد اصلی سایت نداشته باشند، سفر کاربر متلاشی میشه و منجر به خروج فوری کاربر خواهد شد. هم ترازی برند ضروری است: اطمینان حاصل کنید که همه صفحات AMP طراحی یکسانی داشته باشند، یعنی رنگها، تصاویر، فوترها و غیره همه در اونها یکسان باشه تا احتمال مشارکت کاربر در اونها افزایش پیدا کنه. همگام سازی کنید: صفحات AMP باید بطور خودکار با صفحه استاندارد همگامسازی بشن. یعنی اگه یه تغییر در صفحه نسخه دسکتاپ محصول صورت میگیره، نسخه AMP هم باید اونو منعکس کنه و با همه کانالها همگام باشه. عملکرد کامل: صفحه AMP نباید یه نسخه آبکی از صفحه کامل باشه، بلکه باید یه نسخه سریعتر باشه. اگه سایت کامل فیلتر محصولات، مرتب سازی محصولات، گالری تصاویر، گزینه های قابل انتخاب و ویژگی های دیگه ای داشته باشند، صفحات AMP هم باید همینطور باشند. مزیت اولین بودن هر چی اتخاذ AMP سایتهای فروشگاهی رشد پیدا میکنه، مزایای سئو کمتر میشه. اولین کسایی که از تکنولوژی صفحات AMP بهره میبرند، میتونن رقبا رو پشت سر بذارن. اما در آینده نزدیک دیگه بهبود سئو جزء مزایای AMP به شمار نمیاد بلکه بیشتر اولویت گرفتن سایتهاست که اهمیت پیدا میکنه. به زودی سایتها برای گرفتن رتبه اول به سمت استفاده از صفحات AMP روی میارن. ما داریم به سمت وب هایی خیلی سریعتر پیش میریم و راه رسیدن به اون هم AMP است. در اینجا میتونید با نظرات بعضی از شرکتهای تجاری در این زمینه آشنا بشید: با AMP گوگل، نرخ تبدیل موبایل سه برابر شده شرکت internet retailer در 23 اسفند 95 گفته "وقتی مردم روی گوگل عبارتی رو سرچ میکنند و دنبال صفحه یا مورد خاصی میگردند، صفحاتی که AMP باشند اول بالا میان ... به این ترتیب تجربه کاربری بهتر میشه و کاربر برای پیدا کردن کالای مد نظرش یکی دو تا کلیک کمتر میکنه". اونچه که eBay و فروشندگان دیگه از کار با AMP گوگل یاد گرفته اند مدیران شرکت DIGIDAY در اول فروردین 96 گفته اند "وقتی میخواهیم فروش موبایلی داشته باشیم، سرعت بارگذاری صفحه اونقدر مهمه که یه صفحه سریع میتونه منجر به فروش و یه صفحه کند منجر به خروج کاربر از سایت بشه.... از وقتی صفحات AMP رو در سایتمون اجرا کردیم، مشتریهایی که از موبایل به سایتمون میان زمان بیشتری روی سایت میمونن و محصولات بیشتری میخرند". sitedesign.joomir.com
  3. انواع بازاریابی که برای کسب و کارها وجود داره به سه دسته تقسیم میشن: مالکیتی، بدست آوردنی و پولی. تو این مقاله در مورد هر کدوم مختصرا توضیح خواهیم داد. بنچمارکینگ و تجزیه و تحلیل رقابتی مالکیتی: این نوع بازاریابی مستقیما زیر نظر خودتون انجام میگیره و بخاطر همین هم تقریبا میشه گفت تو بازرسی های داخلی مستقیم میره سر اصل مطلب، چون هیچی نباشه شما دیگه خودتون میدونید اصل مطلب کجاست! بخش عمده ای از این نوع بازاریابی استراتژی بازاریابی محتوای سایتتون رو شامل میشه و خودتون میتونید طی فواصل زمانی منظم عملکردشو با استفاده از ابزارهایی که هست مثل گوگل آنالتیکس اندازه بگیرید. رسانه های مالکیتی رقباتون هم باید به همین ترتیب ساده باشه. سخت ترین قسمتها، محتوای اضافه شده مثل کتابهای الکترونیکی و وبینارها خواهند بود. وبسایت (ها) محتوا (مقاله های وبلاگ، کتابهای الکترونیکی، وبینارها، فیلم ها و غیره) بهینه سازی درون-صفحه (سئو) صفحات شبکه های اجتماعی بدست آوردنی: نسخه دیجیتال روابط عمومی و مردمی بودن. رسانه های بدست آوردنی همیشه رایگانند و از نظر کنترلی که شما روشون دارید با هم متفاوتند و شامل طیف وسیعی میشه از "خیلی زیاد" تا "خیلی کم". بهینه سازی برون-صفحه (سئو) نقدها و نظرات و پیشنهادات مطالب به اشتراک گذاشته شده، لایکها و گزارشهایی که از اکانتهای شبکه های اجتماعیتون میشه پولی: به طور کلی تبلیغات. محتوای پولی حامی مالی شدن بازاریابی اثرگذار و تبلیغات بنچمارکینگ و تجزیه و تحلیل وبسایتهای رقیب باید حواستون به رقباتون باشه، این کار نه تنها یه روش هوشمندانه برای تجارت به حساب میاد بلکه برای موفقیتتون الزامیه. البته هیچ وقت نباید روش کار سایتتونو از رقبا بگیرید، اما اگه از روشهای کارشون مطلع باشید براتون نقطه قوت محسوب میشه. باید با شناخت رقبای تجاریتون برای خودتون بردهای کوچیک بدست بیارید و یه روش بلند مدت موفقیت آمیز طراحی کنید. بنچمارکینگ رقیب رو مثل آینه ماشین در نظر بگیرید. وقتی سوار ماشین میشید اولین کاری که میکنید تنظیم آینه است تا بتونید راننده های اطرافتونو ببینید. البته شاید شما تو یه کوچه بن بست خلوت بدون آینه هم مشکلی نداشته باشید اما وقتی به یه تقاطع برسید که کلی راننده اطرافتونه حتما لازمتون میشه و عدم استفاده از آینه اینجا بی احتیاطی محضه. بنچمارکینگ رقبا هم درست مثل آینه های ماشین میمونه و کمک میکنه شرکتهای دیگه ای که تو حرفه شما فعالند رو بهتر بشناسید و الگوهای رفتاریشونو بشناسید و بتونید پیش بینیشون کنید (مثل وقتی که دو تا ماشین میان پشتتون و شما 10 دقیقه است دارید از آینه رفتارشونو نگاه میکنید که لایی میکشند، حالا میدونید باید چیکار کنید تا از یه تصادف بزرگ جلوگیری کنید). میتونم براتون 4 دلیل بیارم که نشون بدم چرا کسب و کارها باید برای سایتشون معیارهای رقیب رو تعیین کنند. باعث میشه نقاط شروع کار رو پیدا کنید و بدونید از کجا باید اندازه گیری رو شروع کنید روشهای بهتری پیدا کنید بخشهایی از سایت رو که قابلیت ارتقا دارند پیدا میکنید یه محیط رقابتی در کارتون بوجود میارید چرا باید برای وبسایتها معیارهای رقابتی رو تعیین کرد؟ تجربه ای که یه کاربر روی سایت شما داره مستقیما روی اینکه یه کاربر عادی بمونه یا تبدیل به مشتری بشه و ازتون خرید کنه تأثیر میذاره. بارها گفتیم اگه بارگذاری سایتتون بیشتر از 3 ثانیه طول بکشه 40% از کاربرهاتونو از دست خواهید داد و از اون کاربرهایی که میتونن بیش از 3 ثانیه رو تحمل کنند 79 درصدشون دیگه برنمیگردن و دیگه ازتون خرید نمیکنند. با این محدوده کوچیکی که برای خطا جا دارید، تعجبی نداره که همه میخوان تو طراحی و عملکرد سایتشون بالای دست رقبا بلند بشن. وقتی سایتتون تونست یه خواننده دائمی پیدا کنه وقتشه که همه سعیتونو بذارید تا اون کاربر رو به خرید سوق بدید. وقتی معیارهای عملکردی سایتتونو تعیین کردید، اونو با سایتهای مشابهی که تو حوزه کاری شما فعالند مقایسه کنید تا ببینید چطور میشه تجربه کاربری بهتری به کاربرانتون ارائه بدید و نرخ تبدیل مشتری رو بالا ببرید. حالا میخوام براتون 4 محدوده ای رو که برای تحلیل سایت رقیب باید دنبال کنید براتون شرح بدم: نرخ خروج نرخ خروج به درصد کاربرهایی میگن که بعد از اینکه فقط یه صفحه از سایت رو میبینن از سایت خارج میشن. چون نرخ خروج سطح همراه شدن کاربرها با وبسایت رو نشون میده، برای برندها معیار مهمیه و میتونن از روی نرخ خروج خودشونو با رقبا مقایسه کنند. اینکه معمولا میگن نرخ خروج به تنهایی نمیتونه اطلاعات زیادی به شما بده، بیشتر بخاطر اینه که خروج افراد از سایت اون هم فقط بعد از مشاهده یک صفحه از سایت میتونه هزار و یک دلیل داشته باشه. مثلا شاید فقط دنبال اطلاعات تماس میگشته و از روی همون یک صفحه اطلاعات رو پیدا کرده و برداشته تا از یه کانال ارتباطی دیگه ای با شرکت تماس بگیره. تحقیقات نشون داده که تو الگوریتم گوگل نرخ خروج به تنهایی نمیتونه روی رتبه صفحه اثر بذاره، اما وقتی نرخ خروج پایین باشه نشون دهنده قوی بودن سایته. وبسایتهایی که نرخ خروج پایینی دارند احتمالا ساختار لینکدهی داخلیشون خوب ساخته شده که این لینکدهی داخلی هم خودش سئو رو تقویت میکنه. موقع تجزیه و تحلیل نرخ خروج یه سایت فراتر از صفحه ای که کاربرها ازش خارج میشن فکر کنید و ببینید چه نوع کاربرهایی و چطوری روی اون صفحه فرود میان. همه میدونن که تبلیغات کلیکی باعث زیاد شدن نرخ خروج کلی سایت میشن، چون وقتی تبلیغ کلیکی میکنید، کاربر به طور طبیعی شما رو پیدا نکرده و شاید به چیزی که میفروشید علاقه ای نداشته باشه. از طرفی سایر روشهای بازاریابی دیجیتال مثل سئو کاربرهای مورد هدف رو (که محصول یا خدماتی رو سرچ کردند و به شما رسیدند) جذب میکنه. تعجبی نداره که نرخ خروجشون هم خیلی کمتر از گروهی باشه که از تبلیغات کلیکی وارد سایت شدند (به علاوه گروه سئو نرخ تبدیل مشتری بالاتری هم دارند). زمان بارگذاری صفحه وقتی به آنالتیکس سایتتون نگاه کنید متوجه میشید که زمان بارگذاری صفحه ارتباط نزدیکی با نرخ خروج داره. وقتی سایتها رو تجزیه و تحلیل میکنید بهتره این دو معیار رو با هم ببینید. مدت زمانی که طول میکشه تا سایتتون لود شه میتونه اثر زیادی روی رضایت مشتری و نرخ تبدیل داشته باشه. در واقع طی مصاحبه ای که از کاربرها شده 64% گفتند معمولا از صفحه ای که 10 ثانیه بگذره و هنوز کامل لود نشده باشه خارج میشن و تو این جهانی که روز به روز میزان تقاضا داره بیشتر میشه، مشتریها توقع دارند سایتها در سریع ترین حالت ممکن لود بشن تا بتونن از اطلاعات روی صفحه سریعتر استفاده کنند. یه تیم توسعه و طراحی خوب باید بتونه سایتی بسازه که سریع لود بشه و کاربر فورا به اطلاعات مد نظرش برسه. حتی اگه سایتتون به شدت به فیلم ها و تصاویر دقیق وابسته است، توسعه دهنده های ماهر میتونن کدهایی بنویسن که صفحه باز هم سریع بالا بیاد. مثلا یکی از سایتهایی که توسط شرکت طراحی سایت دارکوب درست شده، سایت ورزشی که در اون قواعد و قوانین سئو به صورت 100 درصد رعایت شده و دارای بخش گالری تصاویر و فیلمه. اگه وارد سایت بشید میبینید که سایت تعاملیه و امکانات زیادی داره که این همه امکانات میتونن سرعت بارگذاری سایت رو پایین بیارن اما با این وجود بخاطر کدنویسی مناسب سایت هیچ اثری روی سرعت بارگذاری سایت نذاشته. اگه سرعت لود سایت تجاریتون پایینه و نیاز به بازسازی داره (مثلا سازگار با موبایل نیست و روی موتورهای جستجو رتبه نگرفته) میتونید با ما تماس بگیرید و سرعت سایتتونو افزایش بدید. کارایی و طراحی برای ارزیابی یه سایت باید از ترکیبی از تجزیه و تحلیل مشاهده ای و مصاحبه (ترجیحا از مشتریها) استفاده کنید. کارایی میتونه شامل اجزای مختلفی باشه مثل مسیریابی قابل درک، قابلیت سرچ توسط کاربرها و پیدا کردن اطلاعات مورد نیاز، درخواست برای اقدامهای واضح و عدم وجود لینکهای خراب یا هر نوع محتوای مشکل دار. میتونید به مشتریهای دائمی سایتتون یا کسایی که مایل به استفاده از سایتتون هستند در قبال جواب دادن به سوالات مصاحبه تخفیف بدید. بعضی از جنبه های تجربه کاربری کاملا سلیقه ای اند اما با این وجود پرسیدنش میتونه براتون مفید باشه. بیشتر سعی کنید از سوالات بله/خیر استفاده کنید، چون تبدیل جوابهای تشریحی به داده های قابل استفاده کار مشکلیه. مثلا به جای اینکه بپرسید "استفاده از این سایت چه حسی به شما میده؟" میتونید بپرسید "از این تجربه بخصوص راضی بودید؟" حتی میتونید گوشه به گوشه وبسایت رقباتونو هم ارزیابی کنید و تفاوتهاشو با سایت خودتون پیدا کنید. همیشه تو قسمت زیبایی طراحی یکم نظرات سلیقه ای میشه اما وقتی نظرات مشتریهاتونو جمع کنید متوجه میشید که اکثریت طراحیتونو دوست داشتند یا نه. سازگار با موبایل و ریسپانسیو باشید با این که این نکته رو برای آخر گذاشتم اما اهمیتش از بقیه کمتر نیست. حتما سایتتونو به صورت واکنشگرا (ریسپانسیو) و سازگار با موبایل طراحی کنید. کاربرها روز به روز وقت بیشتری رو روی دستگاه های موبایلشون میگذرونن و برای خیلی ها تبدیل به وسیله پیشفرض شون برای وبگردی شده. با اینکه بنچمارکینگ خاصی از عملکرد سایت در مقایسه با سایتهای رقیب بینش مفیدی براتون بوجود میاره، نذارید تو مقایسه سایتها وسواسی بشید. اگه زیادی روی غلبه بر یه رقیب تمرکز کنید، بیشتر وقتتون برای راهکارهای کوتاه مدت صرف میشه و از رشد طولانی مدت بازمیمونید. ابزارهای بنچمارکینگ رقابتی وبسایت اینکه چقدر زمانتونو باید روی بنچمارکینگ سایتتون در مقایسه با رقبا صرف کنید یه خط مشخصی داره. به عنوان کسی که سالهاست مسئول بنچمارکینگ رقابتی سازمانهای مختلفیه، با یکسری ابزار تعیین معیار آشنا شدم که برای سرعت کارها و درست انجام شدنشون میتونن مفید باشن. هر شرکتی از دیگری متفاوته اما من معمولا دوبار در سال تعیین معیار و تجزیه و تحلیل رقابتی میکنم. همیشه اولین بار بیشتر وقت آدمو میگیرن، چون باید برای کارتون خط شروع رو مشخص کنید اما وقتی اطلاعات کافی بدست آوردید دیگه 6 ماه بعد بروزرسانیش براتون ساده میشه و اطلاعاتی که ثبت کردید معنی دار میشن. اینجا با بهترین ابزارهای رایگان برای بنچمارکینگ وبسایت آشنا خواهید شد. PageSpeed Insights این ابزار مال گوگله و از اولین باری که من استفادش کردم تغییر کرده. الآن تست سرعت صفحه اش فقط محتوای روی صفحه وب رو تحلیل میکنه و پیشنهاداتی هم درباره نحوه بهینه سازیش بهتون میده تا بدونید چطوری سایتتونو روی همه دستگاه ها سریع تر بالا بیارید. بخش تجربه کاربری این ابزار به تست سازگاری با موبایل منتقل شده. Pingdom Website Speed Test شاید با پینگدام آشنا باشید اما معمولا همه فقط با بخش پیام رسانش آشنایی دارند که یهو میبنی نصف شب پیام میده که سایتتون خراب شده. اما من هیچ وقت پیام رسانشو استفاده نکردم، به جاش فهمیدم یه تست سرعت سایت هم دارن که خیلی به درد میخوره. برخلاف ابزار سرعت سنج گوگل، تست سرعت پینگدام برای شما امکان سنجیدن سرعت سایت رو از کشورهای مختلف میده. این ابزار برای راه اندازی کمپین های تبلیغات کلیکی در سطح منطقه خودتون (مثلا فقط تو شهر شیراز) خیلی میتونه مفید باشه. مثلا میتونید سرعت سایتتونو تو شیراز باهاش بسنجید و اطمینان حاصل کنید که سایتتون صد در صد تو اون منطقه سریعه. حالا که حرف از پینگدام شد خدمتتون عرض کنم خدمات بررسی و مانیتورینگ سایتشونم درجه یکه. ضرر نداره یه سرویس دیگه هم برای بررسی لحظه به لحظه سایتتون داشته باشید تا مطمئن بشید داره درست کار میکنه. به خصوص اینکه این ابزار هم رایگانه و خرجش فقط یه آدرس ایمیل و URL میشه. SimilarWeb از افزونه های کروم. اگه میخواهید آمار دقیقی برای تجزیه و تحلیل و بنچمارکینگ سایتتون داشته باشید (مثلا برای رتبه بندی سایت، همراه کردن مخاطب، تعداد بازدید ماهانه) باید از افزونه های مرورگرها استفاده کنید. این ابزار بهتون این امکان رو میده که اطلاعات سایتهای رقیب رو هم مشاهده کنید و مستقیما اونها رو با سایت خودتون مقایسه کنید. بد نیست همیشه نوع ابزاری که برای تجزیه و تحلیل و بنچمارکینگ سایتتون بکار میبرید هم یادداشت کنید. مروگرها هم استفاده کنید – حتی اگه از آنالتیکس ADOBE یا گوگل برای معیارهای دیگه سایتتون استفاده میکنید. بهتره برای اینکه داده ها قابل مقایسه با هم باشند همیشه از یه منبع استخراج شده باشند. Mobile-Friendliness Test این تست هم از کارهای گوگله. اگه نمیدونید سایتتون سازگار با موبایل هست یا نه، گوگل براتون یه ابزار ساخته که بهتون میگه. فقط کافیه آدرس سایتتونو وارد کنید. همین الآن روی لینک تست کلیک کنید و امتحان کنید. شاید با خودتون بگید دست مهندسای گوگل درد نکنه که همچین تست به درد بخوری طراحی کردند، من هم منکر زحماتشون نمیشم اما معتقدم برای کارشون یه فلسفه مهمتری دارند. تقریبا فروردین 94 گوگل اعلام کرد که اگه سایت کسی سازگار با موبایل نباشه باید منتظر افت رتبه صفحه باشه. اون موقع گوگل دیده بود بیش از 50% ترافیک از دستگاه های موبایل میان. حالا دو سال از اون زمان گذشته و کسایی که تو کار سئوی سایت هستند منتظرند که گوگل پیش فرض های الگوریتمشو با توجه به موبایل قرار بده. از اونجا که بیشتر کاربرهای گوگل از دستگاه های تلفن همراه میان، گوگل میخواد مطمئن بشه که فهرستش (و نتایجی که ارائه میده) برای اکثریت کاربرهاش (که الآن کاربرهای موبایلند) مناسب باشه. حتما حالا دیگه براتون روشن شده که چرا گوگل همچین تستی برای سایتها درست کرده. این غول جستجو داره اینطوری اهمیتشو بهتون گوشزد میکنه. دارکوب (و گوگل) توصیه میکنه که صنایع از استفاده کنند تا سایتشون روی هر نوع دستگاهی – موبایل، تبلت یا کامپیوتر میزی- زیبا نمایش داده بشه. نتیجه اگه میخواهید سایتتون اهداف شرکتتونو تأمین کنه و براتون مفید باشه باید سعی کنید سایتی طراحی کنید که برای مشتریهاتون مفید باشه. مدیران سایتهای باید سعی کنند همیشه روشهای خلاقانه ای روی سایتشون بکار ببرن تا کاربرها رو با خودشون همراه کنند و سایت رو به طور مرتب تست کنند. بیشتر برندها وقتی میبنن یه رقیب یه کار خاصی انجام داده و اونها هم همون کارو تکرار میکنند در واقع دارن ریسک میکنند، برندهای برتر و موفق همیشه تو صنعت خودشون پیشقدم هستند نه اینکه از ترس عقب موندن فقط کارهای دیگران رو کپی کنند. بنابراین اگه میخواهید کسب و کار، طراحی و توسعه سایتتون رشد کنه باید مهمترین هدفتون بهبود تجربه کاربرها باشه. در ضمن یادتون باشه که فقط کارهایی بکنید که به هویت و شخصیت برندتون بخوره. darkoob.co.ir