ℬαℬy㋡❦

کاربر سایت
  • تعداد ارسال ها

    128
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    14

آخرین بار برد ℬαℬy㋡❦ در 15 آبان

ℬαℬy㋡❦ یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

518 Excellent

درباره ℬαℬy㋡❦

  • درجه
    کاربر نیمه فعال
  • تاریخ تولد 15 فروردین 1384

اطلاعات شخصی

  • سیستم مدیریت محتوای مورد علاقه
    وردپرس
  • زبان برنامه نویسی و تخصص ها
    موارد دیگر
  • انجمن ساز مورد علاقه
    IPS
  • محل سکونت
    زیر سایه خدا
  • علایق شما
    هیچی
  • درباره من
    بامرام
  • جنسیت
    male

آخرین بازدید کنندگان نمایه

320 بازدید کننده نمایه
  1. داش تو نسخه رو بگو من واسم میگیرم
  2. بیا لینک دانلودش دانلود
  3. خیلی ممنون
  4. سلام دوستان چه جوری میشه امتیاز هشدار را جبران کرد
  5. اگر بی‌حوصلگی در ما ضریبش افزایش یابد باید فکر جدی برای آن کرد‎ «امروز خیلی بی‌حوصله‌ام»؛ این جمله را همه ما در طول زندگی‌مان بالاخره برای یکی دو بار هم که شده با خودمان مرور کرده‌ یا به دیگران گفته‌ایم. اگر سالی چند بار این حالت به ما دست دهد شاید بتوان گفت طبیعی است، اما اگر بی‌حوصلگی در ما ضریبش افزایش یابد آن وقت باید فکر جدی برای آن کرد که در این مطلب ما چند راهکار ساده را به شما می‌گوییم. آغاز روز با لبخند و امید بی‌حوصلگی ما ممکن است بیشتر از اینجا ناشی شود که نمی‌دانیم چگونه باید روز خود را آغاز کنیم. مثلا اگر با بی‌حوصلگی روز را شروع کنیم، آن روز با بی‌حوصلگی به پایان می‌رسد. بنابراین به خودمان تلقین کنیم. برای مثال، وقتی داریم دست و صورتمان را می‌شوییم با صدای بلند بگوییم «فکر می‌کنم امروز روز خوبی باشد.» چراکه همه چیز تابع فکر ماست. با خودمان جملات مثبت را تکرار کنیم و مطمئن باشیم مغز ما تابع دستوری است که ما به آن می‌دهیم. شناسایی عوامل ضعف توجه کنیم ضعف اراده اغلب در فقدان اعتماد به نفس، بها ندادن به خود، نبود امنیت روانی، نداشتن تدبیر در امور مختلف زندگی، شکست‌های گذشته و... است. از بین بردن هر یک از این عوامل در رفع بی‌حوصلگی شما بسیار تاثیرگذار است، البته مقابله با هر کدام از آنها نیاز به برنامه‌ریزی و مشاوره از انسان‌های کارشناس و توانمند و دوستان خوب دارد. به خاطر آوردن توانایی‌ها اگر افکار منفی و احساس ضعف و خودکم‌بینی باعث کم‌حوصلگی ما شده است، با به خاطر آوردن توانایی‌ها، استعدادها و موفقیت‌های گذشته خویش و توجه به نقاط قوت زندگی، یاس و ناامیدی نسبت به آینده را به امیدواری تبدیل کنیم. بنابراین افکار منفی و این باور که زندگی، شغل و فعالیت‌های ما بی‌معنی است، می‌تواند ما را به بی‌حوصلگی پرتاب کند و فراتر از آن تا مرز افسردگی پیش ببرد. پس ما نباید زندگی خود را یک دایره بی‌پایان و بی‌هدف بدانیم. این وظیفه ماست که به زندگی خود معنا بخشیم. همچنین نباید فراموش کنیم که نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بیشتر است. پس طی روز متوجه کلمات و افکار خود باشیم. بعید نیست افکار منفی بویژه در زمان بی‌حوصلگی به ذهن ما هجوم بیاورد. با ایمان باشیم تردید نداشته باشید یاد خدا، توجه و توکل به ذات مقدس و لایتناهی الهی آرامش‌بخش است، طلب کمک و یاری از او نخستین قدم است، قدمی که در همان لحظات اولیه نقش موثری در ایجاد آرامش و امید به آینده دارد. بنابراین وقتی از خانه خارج می‌شویم، بگوییم «من با امید و توکل بر خدای مهربان امروز را آغاز می‌کنم.» انجام تکالیف و فرایض دینی هم در این زمینه بسیار اهمیت دارد، در چنین موقعیت‌هایی انسان با خدای خود راحت‌تر و بهتر سخن می‌گوید. کار، کار، کار بی‌خود نیست می‌گویند کار عبادت است، از ویژگی‌های عبادت گرفتن آرامش است، تا حالا احتمالا شما هم با این اتفاق روبه‌رو شده‌اید که وقتی سرگرم انجام دادن کاری می‌شوید، یکباره بی‌حوصلگی در ذهن و جسم‌تان گم می‌شود. علت بسیاری از بی‌حوصلگی ما تن ندادن به کار است، این کار که می‌گوییم حتما یک کار اداری و فیزیکی نیست. آشپزی، نظافت و حتی حل جدول و سرگرمی هم می‌تواند در برطرف شدن بی‌حوصلگی شما تاثیرگذار باشد.
  6. از حباب شخصی خود بیرون بیایید سرگشتگی، ناامیدی، گم کردن هدف و هزار و یک مشکل دیگر همه احساساتی هستند که روزانه به سراغ شما می‌آیند. نگران نباشید چرا که همه‌ی ما شبیه هم هستیم. با ما همراه باشید تا با زاویه‌ای متفاوت‌تر به زندگی خود نگاه کنیم. راه‌حل خیلی ساده به نظر می‌رسد؛ از حباب خود خارج شوید. احتمالا هر کدام از ما هم چندین کتاب، مجله یا حداقل صفحات اینترنتی در مورد موفقیت و پیدا کردن هدف در زندگی مطالعه کرده‌ایم. با این حال هیچ‌ کدام از این مطالب تغییری در زندگی شما ایجاد نکرده‌اند. قصد این مقاله دادن راه‌‌حل‌های چند مرحله‌ای و تضمینی و این چنین مطالبی نیست. نویسنده مقاله سعی می‌کند تا یک روش ساده و یک مرحله‌ای را برای تغییر زندگی فردی معرفی کند؛ روشی کوتاه با تاثیرگذاری فراوان. یک قدم تا پیدا کردن هدف حباب کلیدواژه‌ی اصلی این روش و استعاره‌ای از دنیای شخصی فرد است. راه‌حل مقاله هم ساده به نظر می‌رسد؛ از حباب شخصی خود بیرون بیایید. حباب شخصی شما دنیایی است که در آن زندگی می‌کنید. در این دنیای شخصی شما در مرکز قرار می‌گیرید و علایق و آرزوهایی مثل کسب ثروت، جذابیت ظاهری و لذت‌های شخصی دغدغه‌ی اصلی شما به حساب می‌آیند. دنیای شخصی شما تمام جنبه‌های زندگی شما را احاطه کرده است و برای خواسته‌های خود در این محدوده دنبال دلیل نمی‌گردید.بنابراین وقتی دوستتان در مورد چاقی شما نظر می‌دهد ناراحت می‌شوید و احساس شرمساری می‌کنید؛ در حباب شخصی زیبایی ظاهری یک ارزش تلقی می‌شود و لاغری یا خوش اندام بودن معیار این ارزش است و هر چیزی که این ارزش‌ها را قضاوت کند موجب ناراحتی شما می‌شود. مشکلاتی که این حباب شخصی را برای شما ایجاد می‌کند: در حباب شخصی دنبال راحتی و خوش گذرانی هستید. به خاطر همین هم غذاهای ناسالم می‌خورید، سیگار می‌کشید یا کارهایی انجام می‌دهید که فقط در لحظه به مذاق شما خوش بیاید. احساس از دست رفتن آسایش در اکثر مواقع باعث استرس در فرد می‌شود. این حالت به خصوص زمانی که در موقعیتی ناآشنا قرار می‌گیرید بیشتر است. فکر مداوم به موفقیت، ترس بیشتری از شکست را در پی دارد. در نتیجه ریسک کمتری را متحمل می‌شوید. در مورد حرف‌های دیگران قضاوت می‌کنید و آن‌ها را به خود نسبت می‌دهید. همین عامل باعث تنش‌های روحی و فردی خواهد شد. انتظار دارید به اهداف خود برسید. اگر چنین اتفاقی رخ ندهد یا دیگران اجازه‌ی آن را ندهند سریعا عصبانی خواهید شد. بیرون آمدن از حباب اگر بتوانیم از این حباب خارج شویم و مسائل را بدون تمرکز روی خود مشاهده کنیم نتایج زیر را در پی خواهد داشت: اگر کسی در مورد چیزی حرف زد یا نظری داد لزوما منظوری ندارد و در مورد شخص شما حرف نمی‌زند. این سخنان بیشتر از ترس، استرس، سردرگمی یا علایق خودشان نشات گرفته می‌شوند. بعضی خواسته‌های شما جز یک میل زودگذر نیستند و اگر به آن‌ها نرسید اتفاق خاصی نمی‌افتد. با خارج شدن از حباب شخصی می‌توان از کنار لذت‌های کوتاه مدت عبور و زندگی را چیزی فراتر از این لذت‌ها و ماورای راحتی پیدا کرد. افرادی که توانسته‌اند از حباب خود خارج شوند در حقیقت از ترس‌های خود عبور کرده‌اند و از چالش و رنج کشیدن برای رسیدن به هدف استقبال خواهند کرد. این افراد اهداف خود را خارج از دایره‌ی فردی تعریف می‌کنند و به دنبال تاثیرگذاری بر محیط یا به طور کلی دنیای اطراف خود هستند. بهره‌وری‌های فردی را می‌توان به دنیای اطراف پیوند زد. به عنوان نمونه آموزش‌هایی را که در مورد تغذیه‌ی سالم، زندگی راحت و پیدا کردن هدف دریافت کرده‌اید هم در زندگی شخصی و هم در بهبود زندگی اطرافیان شما کاربرد دارند. با خروج از حباب تمرکز را از روی خود به چیزهای دیگر منتقل می‌کنید و دنیای اطراف خود را با دیدی متفاوت مشاهده خواهید کرد. اما این عمل چه ربطی به پیدا کردن هدف زندگی دارد؟ هدفت را در زندگی مشخص کن دید وسیع‌تر و هدف زندگی وقتی که از حباب خود خارج شدید و دنیا را با دیدی جدید تجربه کردید می‌توان مسیر جدیدی را شروع کرد: نیاز انسان‌های اطراف خود را می‌بینید و رنج‌های آن‌ها را احساس خواهید کرد. تلاش خود را برای توجه به افراد و کاهش‌ رنج‌های آن‌ها زیادتر می‌کنید. برای افزایش مهارت‌‌ها تلاش می‌کنید تا به وسیله‌ی همین مهارت‌ها بر دنیای اطراف تاثیر بگذارید. تمام کارهای روزانه‌ی خود را به مساله‌ی مهم‌تری پیوند می‌زنید و هدف را در نهایت تاثیرگذاری بر محیط اطراف تعریف می‌کنید. وقتی هدف از روی فرد برداشته می‌شود و به سمت جامعه‌ی بزرگ‌تری حرکت می‌کند انگیزه‌ی فردی بیشتر خواهد شد. ما باید از حباب خود خارج شویم، نگاه‌ را از خود برداریم و به سمت هدف‌های بزرگ‌تری جلب کنیم. در این مسیر اهمیتی ندارد که چه مهارتی دارید یا چه شغلی را انتخاب می‌کنید، مهم هدف‌های بزرگ‌تری هستند که شما برای آن‌ها فعالیت می‌کنید. شاید در زندگی خود چندین بار شغل عوض کنید و حرفه‌های جدیدی یاد بگیرید، با این حال هدف اصلی شما هیچ وقت تغییر نمی‌کند. در تمامی این مراحل شما از خود عبور می‌کنید، یاد می‌گیرید و به سمت تغییر حرکت می‌کنید. چطور از حباب شخصی خود خارج شویم؟ به نظر می‌رسد خارج شدن از حباب مزایای زیادی به همراه دارد، اما طی کردن این مسیر به هیچ وجه آسان نیست. در قدم اول باید موقعیت خود را تشخیص دهید، آیا در حباب قرار گرفته‌اید؟ هر موقع که عصبانی، ناراحت، ناامید یا نسبت به آینده و اطراف خود بیمناک هستید، هر موقع در انجام کارهای خود تنبلی می‌کنید یا آرزوی تغییر رفتار دیگران نسبت به خود را دارید احتمالا در حباب شخصی خود گرفتار شده‌اید. این‌ نشانه‌ها بازگو کننده‌ی وضعیت شما در دنیای اطراف و احساسات شما هستند. به این نشانه‌ها می‌توان علائق شخصی هم اضافه کرد، زمانیکه علائق شما به تمام اتفاقات مهم اطراف شما ارجحیت پیدا می‌کند یعنی در مرکز حباب قرار دارید. در مرحله‌ی دوم به جای غر زدن و متهم یا قضاوت کردن بقیه، سعی کنید رفتار آن‌ها را درک کنید. در این مرحله پی خواهید برد که چقدر خواسته‌ها و مشکلات شما در برابر آدم‌های اطرافتان ناچیز است. پس به جای اینکه همه چیز را از منظر خود ببینید سعی کنید به یک تصویر جامع از شرایط برسید. در مرحله‌ی بعد فقط برای شادی بقیه تلاش کنید، همانطور که خود دنبال شادی هستید. در آخر هم به این موضوع فکر کنید که چطور باید به بقیه کمک کرد؟ چطور باید مرهم درد آدم‌های اطراف خود شد؟ بعضی وقت‌ها یک توجه ساده، حضور در کنار فرد یا گوش دادن به حرف دل یک نفر کمک زیادی به حساب می‌آیند. پس نباید حتما به مسائل مالی توجه کرد و تا حرف پول درمیان آمد پا پس کشید. کاری کنید که لبخند بر لب بقیه بنشیند و جزوی از دنیای آن‌ها شوید. اینجاست که خود شما هم لذت می‌برید.
  7. شلوار جین آبی تیره، انتخابی کلاسیک و شیک برای آقایان شیک پوش است کتان و جین؛ ترکیب رویایی • بی شک یکی از بهترین انتخاب ها برای همراهی با شلوار های جین، بلوز مردانه اما از جنس کتان با طرح اسپرت است. در دوخت این نوع پیراهن ها از پارچه کتان چهار فصله استفاده می شود که در تمام فصول و حتی گرم ترین روزهای سال قابل استفاده می باشد. • درز روی جیب و یقه این بلوز ها با نخ قهوه ای مخصوص جین دور دوزی می شود و به همین دلیل فرمی اسپرت تر پیدا کرده و هماهنگی بیشتری با شلوار جین دارد. این پیراهن های اسپرت بر خلاف پیراهن های مردانه کلاسیک، تنگ است و به آقایونی که اندامی ورزشی و متناسب دارند توصیه می شود. • شلوار جین آبی تیره، انتخابی کلاسیک و شیک برای آقایان شیک پوش است. آقایانی که اندامی ورزیده دارند می توانند از شلوار جین جذب تر از نمونه های کلاسیک و راسته استفاده کنند. ترکیب رنگ روشن پیراهن و رنگ تیره جین، یکی از جذابیت های این ست است که به چشمگیر بودن آن کمک می کند. • از هر کفش اسپرتی برای کامل کردن این ست مى توان استفاده کرد. کالج، کفش های نیمه اسپرت راحتی، پوتین و … همگی با این ست هماهنگی دارند که بهتر است به تناسب فصل با این ست همراه شوند. شلوارهاى سنگ شور و کهنه نما این روزها بازار گرمی در لباس های اسپرت دارند. اسپرت کلاسیک • برای کلاسیک بودن لازم نیست سراغ پیراهن و شلوارهای مردانه بروید؛ می توانید به سبک مردان دهه ۸۰ میلادی از یک ست جین استفاده کنید. انتخاب پیراهن جین با رنگ کلاسیک جین، هر چند ساده ولی نشان دهنده هوش و ذکاوت مردان شیک پوش در متفاوت و خاص بودن است. با چنین انتخابی آنها هم برازنده هستند و هم تیپی متفاوت از جریان عمومی جامعه دارند. • استفاده از یک تی شرت سفید در زیر پیراهن جین، بخشی از انتخاب کلاسیک است که در نگاه اول کاملا جنبه تزئینی دارد ولی در روزهایی با هوای متغیر، انتخابی مناسب برای هماهنگی با روزهای سرد و گرم است. اگر به جای تی شرت سفید ساده از تی شرت های رنگی استفاده شود، بی شک از میزان کلاسیک و خاص بودن ست کاسته شده و جنبه اسپرت آن پر رنگ تر می شود. • برای هر مردی در هر رده سنی لازم است که یک شلوار جین آبی با رنگ کلاسیک در کمد خود داشته باشد. • شلوار جین را با کفش براق مردانه نپوشید: خیلی از آقایان این اشتباه را هنگام لباس پوشیدن انجام می دهند. در حالی که شلوار جین اصلا با کفش های ورنی براق مردانه جور در نمی آید. • به جای آن اگر می خواهید شلوار جین تان را بپوشید بهتر است یک کفش کتانی یا حتی کفش های مردانه اسپرت را با آن ست کنید.
  8. گاهی فضا مهمتر از محتواست و آن لحظات نباید سرگرم محتوا شد بلکه باید فضا را درک کرد روزی جمله ای از یک خردمند خواندم که می گفت: «گاهی فضا مهمتر از محتواست و آن لحظات نباید سرگرم محتوا شد! بلکه باید فضا را درک کرد... راستش معنای پنهان این جمله را برای سال‌ها متوجه نشدم تا اینکه دخترم لب به سخن گشود و هر وقت من یا پدرش را پیدا می‌کرد، ما را گوشه‌ای تنها گیر می‌انداخت و برایمان بلبل‌زبانی می‌کرد. اگر کسی ما را آن موقع می‌دید اصلا حرف‌هایی را که بین ما ردوبدل می‌شد، نمی‌فهمید. حق هم داشت! آن حرف‌ها محتوا بودند. در آن لحظات آنچه مهم بود فضای حضور ما دو نفر درکنار یکدیگر بود. چند روز پیش با زنی میان‌سال برخورد کردم که از تنهایی و افسردگی می‌نالید و می‌گفت چند ماه است به دیدار پدر و مادرش نرفته است. وقتی علتش را پرسیدم، گفت: «چون با آن‌ها حرفی برای گفتن ندارم!» و من لبخند تلخی زدم و گفتم: «اصلا لازم نیست حرفی برای گفتن داشته باشی. همین حضور تو درکنار آن‌ها خودش کفایت می‌کند! محتوا در قیاس با فضایی که ایجاد می‌شود، پشیزی ارزش ندارد» و او با تبسمی ‌کمرنگ به من فهماند که متوجه این جمله نشده است. او غرق محتوا بود و تمام تنهایی و افسردگی‌اش هم به‌خاطر چسبیدن به این محتواهای تمام‌ناشدنی ذهنش بود. وقتی دو دلداده کنار هم قرار می‌گیرند، کلماتی که بین آن‌ها ردوبدل می‌شود، در قیاس با فضای مشترکی که با کنار هم بودنشان ایجاد می‌کنند، هرگز قابل‌مقایسه نیست. شاید برای همین است که بی‌معناترین کار برای نشستن کنار یک دوست، یافتن موضوعی برای صحبت باشد! پدرومادرهایی که تمام وقت بیداری خود را به کار در بیرون منزل تلف می‌کنند و وقتی هم که به خانه می‌آیند سرشان داخل موبایل و کامپیوتر و تلویزیون و روزنامه و کتاب است، خبر ندارند که با این بی‌حضوری خود، چه نعمت بزرگی را از همسر و فرزندانشان دریغ می‌کنند. دوست‌هایی که وقتی حرفی برای گفتن ندارند سراغ هم را نمی‌گیرند خبر ندارند که چه بلایی بر سر رابطه دوستانه خود می‌آورند و چه ارزان صمیمیت خود را قربانی محتواهایی می‌کنند که هرگز نمی‌توانند با فضای صمیمیت یک رابطه دوستان مقایسه شوند. اکنون به این باور رسیده‌ام که آن پیر خردمند درست می‌گفت: «گاهی فضا از محتویاتش مهم‌تر می‌شود!» دعا می‌کنم عزیزی با حضور ساکت خود درکنارتان، شما را هم به این باور برساند.
  9. حواسمان باشد که ذهن ما معمار جسم ما است و جسم ما بازتابی از اندیشه‌هایمان امروزه با بررسی‌های علمی دریافته‌اند افکار منفی می‌تواند به‌سرعت ترکیب شیمیایی خون را تحت‌ تاثیر قرار دهد. در روان‌شناسی، گروهی از بیماری‌ها را «سایکوسوماتیک» یا «روان‌تنی» می‌نامند که شامل بیماری‌هایی است که تحت تاثیر مستقیم فکر و باور ما بر روی جسم مان است. قطعا تاکنون به میگرن یا سردردهای عصبی دچار شده یا در میان اطرافیان خود متوجه شده‌اید که بر اثر شنیدن یک خبر ناخوشایند یا یک عصبانیت حاصل از مشاجره، شخصی به معده درد عصبی مبتلا شده است. سیستم باورها و انتظارات ما نیز می‌تواند منجر به بیماری شود؛ مثلا بعضی از افراد، الگوهای عجیبی برای بیماری‌های خود دارند. اگر عطسه‌ای کنند، بلافاصله یک هفته مرخصی تقاضا کرده و پیش‌بینی می‌کنند که سرمای شدیدی خواهند خورد و از قبل خود را تا مرز نابودی پیش می‌برند. سندروم «قربانی کلاسیک» با عباراتی نظیر «من به بدبختی عادت دارم، به خنده‌ام نگاه نکنید یا دلم پر از غصه است و...»، یکی دیگر از علت‌های روانی شکست و افسردگی است. احساسات و عواطفی که سرکوب می‌شوند و به زبان نمی‌آیند، سلامتی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند. برای اینکه شاداب و تندرست باشیم، باید احساسات مثبت درونمان را تقویت کنیم. حواسمان باشد که ذهن ما معمار جسم ما است و جسم ما بازتابی از اندیشه‌هایمان. بیماری‌های روان تنی،بیماری های تحت تاثیر مستقیم فکر و باور ما بر روی جسم مان است دوستان خوبم! از امروز به تندرستی فکر کنید؛ چون سلامتی حق مسلم مردم خوب سرزمین من است. تجربه دردهای عاطفی، تنها پیامی هشداردهنده به ما است که می‌گوید باید نگرشمان را به همه حوادث زندگی خود تغییر دهیم. و در پایان... از همین لحظه تمرین کنید که به خودتان عشق بورزید و خود را دوست بدارید و به خود حرمت بگذارید. برای افزایش حرمت‌نفس خود، پاسخ‌های شایسته بدهید. برای نمونه وقتی از شما تعریف می‌کنند که چقدر خوب حرف می‌زنید، پاسخ بدهید: «خیلی متشکرم بسیار تمریـن کـرده‌ام.» اگر گفتند که چه نقاشی قشنگی کشیدید، پاسخ دهید: «سپاسگزارم که کارم موردتوجه شما قرار گرفته.» و درصورتی‌که شما را به‌خاطر صدای خوبتان تحسین کردند، در پاسخ بگویید: «نظر لطف شماست.» دلم می‌خواهد این جمله زیبا را مدام با خود تکرار کنید: «هر روز از هرلحاظ بهتر و بهتر می‌شوم.»
  10. کنترل زندگی خود را دوباره در دست بگیرید ‎ هر یک از ما هر روز تقریبا 10 تا 12 ساعت از زندگی خود را به کار اختصاص می‌دهیم. زمان آن است که از خود بپرسیم «آیا این همان کاری است که می‌خواهم انجام دهم یا کاری است که باید انجام دهم؟» ما هر روز ساعت 6:30 صبح از خواب بیدار می‌شویم، همه روز کار می‌کنیم. به سر کار می‌رویم و برمی‌گردیم و این پروسه همچنان تکرار می‌شود. از خودمان یک سوال ساده بپرسیم «آیا من در کنترل زندگی هستم یا زندگی در کنترل من است؟» زمان آن است که از روزمرگی رها شوید و به خود قدرت دهید تا به آنچه می‌خواهید برسید. انجام فعالیت‌های زیر باعث بهتر شدن روز کاری شما می‌شود و در کار و زندگی‌تان پیشرفت حاصل خواهد شد تا بتوانید از طریق ایجاد تعادل، راندمان کاری بهتری نیز داشته باشید. هفت اصل مهم که به شما قدرت می‌دهند کنترل زندگی خود را دوباره در دست بگیرید عبارتند از: استعداد: به معنی استعدادی است که در شخصیت شما وجود دارد یا به عبارتی نیروی درونی که شما را به حرکت وا می‌دارد و سرعت زندگی. این اصل یک پرسش را مطرح می‌کند «چقدر فشار را بر خود تحمل می‌کنید؟» شاید به شما گفته باشند که از لحاظ رفتاری «نوع A» هستید. این یعنی احتمال دارد که زیر فشار دائمی باشید و کل زندگی را در رقابت ببینید و اینکه باید نسبت به خودتان و دیگران سختگیر باشید. اگر از «نوع A» هستید، می‌خواهید همه کارها را سریع و به شکل وظیفه‌گر اتمام کنید و در این حالت کار برای شما با سرعت و انرژی بالایی مدیریت می‌شود. در این صورت با توجه به وسواسی که برای انجام کارها وجود دارد شاید وقتی برای تفکر و تعمق و اینکه به کجا می‌خواهیم برسیم، وجود نداشته باشد. تناسب اندام: این اصل به شرایط کلی سلامت بدنی شما می‌پردازد و اینکه رژیم غذایی‌تان چقدر به این سلامتی و تناسب‌اندام کمک می‌کند. همیشه در خدمت کار بودن ممکن است باعث شود از سلامتی خود غافل شوید. بالاخص اگر از ساعت 9 صبح تا 5 عصر پشت میز می‌نشینید. در این صورت کمتر احتمال دارد که زمانی را به ورزش کردن اختصاص دهید یا پیاده‌روی کنید. برای آنکه تعادل میان کار و زندگی وجود داشته باشد به این موضوع فکر کنید که چگونه می‌توانید گام‌های مستحکم‌تری در جهت سلامت و تناسب اندام خود بردارید و دست‌کم حداقل‌ها را انجام دهید تا قوی و سالم بمانید. رژیم‌های تناسب اندامی را انتخاب کنید که در آن ورزش هفتگی گنجانده شده باشد. تغذیه و رژیم غذایی: چه می‌خورید و آنچه می‌خورید چقدر سالم است. آیا یک رژیم سالم و مغذی دارید؟ بیشتر افراد از نیازهای کلی و خاص خود درباره رژیم غذایی‌شان آگاه نیستند و فقط غذاهایی را می‌خورند که از آن لذت می‌برند، بدون توجه به تاثیر آن بر بدنشان. برای داشتن تعادل میان کار و زندگی باید در رژیم غذایی هم تعادل وجود داشته باشد. پس روی این مساله برنامه‌ریزی و سازماندهی داشته باشید. درباره آن مطالعه کنید و یک رژیم سالم را انتخاب کنید که بتوانید آن را ادامه دهید و به عادت غذایی شما تبدیل شود. همیشه در خدمت کار بودن ممکن است باعث شود از سلامتی خود غافل شوید ‎ سلامت فردی: ممکن است به‌عنوان فردی که زیاد کار می‌کند بدن خود را نادیده بگیرید و آن قدر به وضعیت خود بی‌توجه باشید تا تبدیل به یک مشکل جدی شود. ممکن است به وزن، رژیم غذایی و سلامت فیزیکی خود کم‌توجهی کنید و به اندازه کافی استراحت نکنید. برای ایجاد تعادل مناسب میان کار و زندگی باید به بدن خود اهمیت بدهید. برای این کار از کنار گذاشتن یک یا دو عادت نامناسب که به سلامتی‌تان ضرر می‌رساند شروع کنید مثلا ترک سیگار، کافئین یا الکل. تعادل احساسی: این به آن معناست که چقدر به سلامت ذهنی و احساسی خود اهمیت می‌دهید. پرسشی که در این اصل مطرح می‌شود این است که «آیا من اغلب اوقات از لحاظ احساسی، حس خوبی دارم؟» آیا تاکنون احساس کرده‌اید هر روزی که می‌گذرد «چالشی برای غلبه کردن» است؟ این مساله می‌تواند روی فراست و درون‌بینی شما اثر منفی بگذارد. برای داشتن تعادل میان کار و زندگی فکر کنید که چگونه مسائل را آسان‌تر بگیرید و از زندگی خود راضی باشید و زندگی را به منزله یک «تجربه جدید» ببینید. با نزدیک‌تر بودن به دیگران می‌توان احساس راحت‌تری داشت. سعی کنید با وقایع زمانی که رخ داده‌اند روبه‌رو شوید و به استقبال اتفاقات بد نروید. درک کنید که سخت است بتوان حس نگرانی را متوقف کرد. خودآگاهی بیشتری کسب کنید. خودآگاهی اغلب اولین قدم برای داشتن تفکر مثبت است. عادات احساسی و کنترل آن: به احساسات و اندیشه‌های درونی خود گوش دهید. سپس تا حدی که لازم است زندگی و محیط پیرامون خود را کنترل کنید تا به آن درجه از کنترل که مطلوب است برسید. نگران این نباشید که دیگران درباره شما چگونه فکر می‌کنند یا اینکه همیشه باید همه کارها را «درست» انجام دهید. اگر این اثر ادامه پیدا کند امکان دارد از لحاظ احساسی حالت فرار به خود بگیرید یعنی مثلا از نگرانی در سکوت به نشان دادن آشکار ناراحتی خود (یا حتی نشان دادن خشم) روی بیاورید. باید اتکا به نفس خود را بالا ببرید تا در زندگی روی خودتان کنترل داشته باشید. در این صورت هم در محیط کار راحت‌تر خواهید بود، هم عیب‌های خود را راحت‌تر می‌پذیرید و هم راحت‌تر می‌توانید از دیگران کمک بخواهید؛ بدون آنکه احساس خشم داشته باشید. تعادل میان کار و زندگی:‌ اصول فوق به این موضوع می‌پردازد که نسبت به کار خود چه احساسی دارید و درباره نحوه مدیریت و کنترل آن چگونه فکر می‌کنید نه اینکه کار شما را مدیریت و کنترل کند. بعضی از افراد کار را « اجباری» می‌دانند و معتقدند باید آن را «تحمل» کرد و تا جایی که بتوانند از آن فراری‌اند. نباید اجازه دهید مشکلات کاری روی زندگی خوبی که خارج از محیط کار دارید، اثر بگذارد. کار را به به‌عنوان یک بخش چالش‌برانگیز و جالب زندگی خود ببینید که می‌توانید هر آنچه می‌خواهید از آن به‌دست آورید؛ بدون آنکه اجازه دهید بر زندگی عادی‌تان چیره شود. شما حق انتخاب دارید یا کاری که از آن لذت می‌برید پیدا کنید یا آن را طوری تغییر دهید که انجام آن با رضایت بیشتری برایتان به همراه باشد. هر جا امکان هرگونه تغییر برای دید مثبت‌تر شما وجود دارد آن را انجام دهید. اگر این هم امکان‌پذیر نبود، فکر کنید چه قدم‌هایی می‌توانید بردارید که همه چیز را با هم تغییر دهید.
  11. در وجود ما انسان‌ها کارها و عادت‌هایی وجود دارد که می‌توانیم روحیه‌مان را دگرگون کنیم مسئله روزمرگی و افتادن در چرخه تکرار و دیگری معضل شیوع خشونت کلامی در سطح جامعه و بالاخص فضای مجازی. دوست داشتم در ابتدا درباره مسئله روزمرگی به این موضوع اشاره کنم که بدون تردید امروزه روزمرگی‌های ایرانیان از حد طبیعی خود خارج شده است؛ درحقیقت بسیاری از ما آن‌قدر سرگرم جمع‌کردن آب کف اتاق هستیم که یادمان رفته است شیرآب را ببندیم! برای خلاصی از این تکرارها باید کاری کنیم؛ چراکه دنیای امروز پر از زیبایی و لحظات هیجان‌انگیز است. در وجود ما انسان‌ها کارها و عادت‌هایی وجود دارد که می‌توانیم روحیه‌مان را دگرگون کنیم. هر روز که از خواب بیدار می‌شویم، هزاران دلیل برای داشتن هیجان، انرژی مثبت و مشتاق بودن برای شروع یک روز متفاوت در عمق درونمان وجود دارد. اگر این بهانه‌های کوچک شادی و خوشبختی را در اطرافمان شناسایی کنیم، زندگی ما شکل زیبایی به خود می‌گیرد. در نخستین کلام تصمیم گرفتم این شادی‌های کوچک را با شما تقسیم کنم و دلم می‌خواهد شما هم برای من بنویسید که چگونه می‌توانیم زندگی‌مان را به شاهکاری بی‌همتا تبدیل کنیم. اما برای اینکه بتوانیم نگاهمان را به فردا تغییر دهیم، توصیه‌های زیر را به پیشگاهتان تقدیم می‌کنم: 1. رفتن به یک جای مرتفع 2. کمک به یک مرکز خیریه و شادکردن کودکان فقیر 3. یادگیری یک زبان تازه 4. روبــــه‌روشــــــدن بــا یکــــــی از تـــــــرس‌هــــــــای نهـــــــادینه‌شـــــده در دوران کودکـــــی 5. شرکت در یک کارگاه یا سمینار انگیزشی 6. درست‌کردن یک همبرگر دست‌ساز 7. دیدن کارتونی از دوران کودکی 8. آشنایی با خوشبخت‌ترین زوج اطرافتان 9. هرشب نوشتن رویدادهای شادی‌آور این‌هــا همه می‌تواننـــد روزی تازه را به شــما هدیه دهنــــد. *** ... و اما درباره رواج خشونت کلامی و فحاشی بنده به این اعتقاد دارم که ما می‌توانیم فحاشان را خلع‌سلاح کنیم. شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که در خیابان بر اثر یک اشتباه در رانندگی، با یک فحاش حرفه ای روبه‌رو شده‌اید. آن قدر حرف زشت می‌شنوید که گاهی شوکه می‌شوید. توصیه می‌شود حقیقتی را در اشتباه خود پیدا کرده و ضمن طرح آن به‌صورت طنز او را خلع‌سلاح کنید؛ مثلا وقتی شنیدید که راننده‌‌ای بااعتراض به شما می‌گوید: «آهای گاری‌چی چقدر بد پیچیدی!» پاسخ بدهید: «بد پیچیدم، من پیچیدم، پیچ نپیچید!» زندگی‌تان پر از شادی
  12. بهترین راه به دست آوردن موفقیت، تعیین اهداف و سپس برنامه ریزی و تلاش برای رسیدن به آنهاست دیده اید بعضی وقت ها زندگی نامه افراد موفق را یکی پس از دیگری می خوانیم تا راهمان را پیدا کنیم و مثل یک دستور غذایی مدام به آن مراجعه می کنیم تا در دستور موفق شدنمان چیزی از قلم نیافتد و طعم آن برای مان لذت بخش شود اما در آخر با اینکه همه مراحل را رعایت می کنیم حتی از دور هم موفقیت را نمی بینیم. دقیقاً در این مواقع که فکر می کنیم قافیه را باخته ایم. همه موارد را که موبه مو انجام داده ایم، پس عیب و ایراد کار از کجاست؟ چرا داریم می بازیم؟! رسیدن به آرزوها از طریق فرشته ها یا غول چراغ جادو خیلی لذت بخش است چون در یک چشم بر هم زدن همه چیز مهیا می شود، اما حیف که اینها فقط در قصه ها و افسانه ها وجود دارند و در دنیای واقعی باید برای هر چیزی تلاش کرد. حال ببینیم به راستی چه عاملی باعث دستیابی به موفقیت می شود؟ چگونه است که بعضی از افراد به اوج موفقیت می رسند و بعضی دیگر در همان پله های اول درجا می زنند؟ موفقیت در زندگی بدون برنامه ریزی حساب شده، حاصل نمی شود. بهترین راه به دست آوردن موفقیت، تعیین اهداف و سپس برنامه ریزی و تلاش برای رسیدن به آنهاست. هدف ها می بایست واقعی و قابل دست یابی باشند و باید طوری تعیین شوند که با ظرفیت ها و توانایی های فرد تناسب داشته باشند. تعیین آرزوهای خیلی بلند پروازانه ممکن است باعث ناامیدی و شکست شوند. به منظور نیل به هدف غایی که ممکن است کسب موفقیت مالی، گرفتن یک پست خوب در محل کار، خریدن یک ماشین یا خانه جدید یا پرداخت قرض و بدهی باشد، باید ابتدا یک طرح و برنامه داشته باشیم. یک فهرست تهیه کنید یک لیست از کارهایی که برای رسیدن به هدف ، انجام آنها ضروری است، تهیه کنید. یک نقشه و طرح قدم به قدم کمک می کند تا روی نتیجه نهایی متمرکز شوید. شما نمی توانید بدون پول کافی یک اتومبیل نو بخرید. پس برای پول های اندک خود یعنی همان پرداخت های ماهانه برنامه ریزی کنید. برای احراز شغل معاونت در یک اداره یا موسسه باید شرایط لازم برای کسب این شغل را داشته باشید که می تواند شامل کسب تجربه لازم این شغل یا گذراندن تحصیلات مربوطه باشد که حتما باید احراز شود. بدانید که رسیدن به هدف کار ساده ای نیست بلکه تلاش بسیار و و تمرکز روی هدف و برنامه های آن، از فاکتورهای ضروری برای رسیدن موفقیت آمیز به آرزوهای بلند بالاهستند. اگر شما کسی با این اعتقاد که " اگر قسمتم باشه میرسم" به اهداف خود نگاه کند هرگز به آنها دست نخواهد یافت. صبور و شکیبا باشید بسیاری از مردم به اشتباه فکر می کنند موفقیت از آن کسانی است که همواره زندگی شان در صدر بوده است. اگر هر کسی بر روی اهدافی که تعیین کرده، متمرکز شود، می تواند به خواسته هایش دست پیدا کند. صبر و شکیبایی در این بین نقشی کلیدی ایفا می کند. چون همیشه موانعی سر راه وجود دارد که باعث توقف، عقب نشینی یا تاخیر در کارها می شوند. در این مواقع راه حل رها کردن یا گیر کردن در کار نیست بلکه باید با صبر و شکیبایی، مسایل را حل کرد و موانع را کنار گذاشت. یک نگاه دقیق و عمیق به جایی که الان هستید بیندازید و مقایسه کنید با جایی که می بایست باشید. و یک برنامه دقیق بریزید برای احراز جایگاهی که شایسته آن هستید. و اولین گام را همین حالا بردارید. هیچ محدودیتی وجود ندارد برای موفقیت و رسیدن به اهداف زندگی، تنها عامل محدودیت خود فرد است. اگر اعتماد داشته باشید و آرزوی رسیدن به آرزوهای تان را داشته باشید، حتما موفق خواهید شد. مهم است که بدانید با تعیین اهداف غیر واقعی؛ شکست خود را تضمین می کنید. گام های کوچک بردارید در جاده موفقیت، گام های کوچک و موثر بردارید. تلاش برای سرعت گرفتن و با شتاب به نقطه اوج رسیدن، نتیجه ای جز شکست به همراه ندارد. هیچ کس با سرگردانی ناشی از بی فکری و بی برنامگی به موفقیت نایل نمی شود فقط از شکستی به شکست دیگر جا به جا می شود. توصیه می شود به اندرزها و نصایح کسانی که در سایه برنامه ریزی و تلاش بسیار به اهداف خویش رسیده اند نیز توجه کنید. چقدر زمان می برد تا کسی به اهداف خود برسد؟ پاسخ این سوال دقیقا به شرایط خاص هرکس بستگی دارد و به اینکه تا چه اندازه در تصمیم خود استوار است. برخی اهداف سهل الوصول هستند. برخی اهداف دیگر مشکل تر هستند و صبر و تلاش و البته زمان بیشتری لازم دارند. فقط به خاطر داشته باشید که راز موفقیت و دست یابی به اهداف عالیه در زندگی، به هیچ کس جز خود شما بستگی ندارد. تمام چیزی که برای موفقیت احتیاج دارید، خواستن و اراده انجام یک کار است. همین امروز هدف یا اهداف خود را تعیین کنید. برای آنها برنامه ریزی کنید. اگر واقعا آنها را بخواهید و برای تحقق آنها تلاش کنید، موفق خواهید شد. قوی وارد گود شوید اولین چیزی كه باید قبل از شروع به كار به آن توجه کنید آرامش درونی و آمادگی روحی و روانی است. این آمادگی به ما کمک می کند تا در مسیر راه اندازی كسب و كار فشارهای محیط بیرونی را تحمل كنید و دوام بیاورید. با آمادگی روحی و روانی می توانید از دریای پرتلاطم كسب و كار عبور كنید و به ساحل آرامش برسید. كسی كه خودش را نمی شناسد از توانمندی ها و نقاط ضعفش باخبر نیست و نمی داند چرا و چطور می خواهد در مواجهه با اولین مانع به حركت ادامه دهد. اما برعكس كسی كه با خودشناسی و تكیه بر گوهر درونی خود پیش می رود، می تواند ایده و اندیشه ی خود را به واقعیت بدل کند و موفق شود. خودشناسی باعث می شود که در مقابل مشكلات ترسی به دل راه ندهید. شخصی كه آمادگی روحی و روانی داشته باشد قابلیت های خود را می شناسد. ترس را به جان بخرید این بهانه تراشی ها همگی در واقع برای پنهان کردن ترس است و نداشتن آمادگی روحی و روانی برای وارد گود اجرا شدن و عملی كردن ایده ها. البته طبیعی است که از ترک خوش نشینی در زندگی روزمره و وارد شدن به دنیایی که در آن هیچ اصل قطعی و تثبیت شده ای وجود ندارد و «راه بی نهایتی» که مسیرش تاریک و سنگلاخ است و روشن نیست، باید بترسید. ترس در ادبیات علم مدیریت معادل ریسک در نظر گرفته شده است. ریسک یعنی احتمال وقوع اتفاقات پیش بینی نشده ای که می تواند باعث بروز ضرر یا منفعت برای ما شود. در كنار ریسك منفی می توانید ریسك مثبت داشته باشید. اما این نکته را در نظر بگیرید که ما به خاطر حفظ بقا طوری خلق شده اید كه فقط ریسك های منفی را می بینید.
  13. در این قسمت می خواهیم جایی در سوئد را به شما معرفی کنیم که نباید به آن سفر کنید. چرا نباید به این مکان ها سفر کنید؟ چون اگر به آنها بروید چنان شیفته شان می شود که هیچ وقت دوست ندارید به خانه تان برگردید! می خواهیم استانی را به شما معرفی کنیم که درست در مرکز سوئد قرار گرفته است و جمعیت آن کمتر از ۱۱۳ هزار نفر است و این به آن معناست که طبیعت آن تقریبا بکر و دست نخورده است. شاید برای افرادی که طبیعت دوست نیستند، این مطلب چندان جالب نباشد اما افرادی که عاشق طبیعت هستند قطعا از خواندن این نوشتار لذت می برند و شاید هم بعد از این، سفر به سوئد را انتخاب کردند. جاذبه های گردشگری سوئد نگاهی به تاریخ کشور سوئد شما از کدام دسته افراد هستید: افرادی که عاشق کوه ها هستند؟ افرادی که جنگل ها را دوست دارند؟ و یا افرادی که دریا، اقیانوس، دریاچه و به طور کلی آب را دوست دارند؟ در هر کدام از این دسته ها که باشید تفاوتی ندارد چون مکانی که می خواهیم شما را با آن آشنا کنیم، همه ی این ها را در دل خود دارد. این منطقه از سوئد دارای حیات وحش بی نظیری است و اگر از خرس ها نمی ترسید بد نیست بدانید که بیشترین تعداد خرس های قهوه ای دنیا در این منطقه زندگی می کنند. همچنین در دریاچه ی این منطقه، نوعی هیولای آبی به نام Storsjöodjuret زندگی می کند که اولین مورد دیده شدن این جانور وحشتناک در سال ۱۶۳۵ گزارش شد. به این جانوران فهرست پایین را هم اضافه کنید چون در این منطقه با تعداد زیادی از آنها هم مواجه می شوید: گرگ، گوزن، گوزن شمالی، انواع جانوران گوشتخوار و روباه قطب شمال. تا همینجا کافی است تا استان شگفت انگیز Republiken Jamtland را به شما معرفی کنیم: چرا نباید در سفر به سوئد به این منطقه برویم؟ مجبورید در جنگل های انبوه و سرسبزی مانند این تصویر رانندگی کنید… مجبور می شوید تا هوای بسیار تازه و تمیز تنفس کنید اینجا ترافیکی در کار نیست… هیچ آلودگی صوتی ای وجود ندارد در آن جا با کلبه های زیبای چوبی صد ساله مواجه می شوید البته خورشید را هم فراموش نکنید. خورشیدی که در فصل تابستان، اصلا غروب نمی کند! در همه جای این منطقه با آبشار روبرو می شوید جنگل های این استان بسیار انبوه و بکر هستند و با ورود به آنها خودتان را ممکن است شخصیت یکی از داستان های خیالی کتاب ها تصور کنید آسمان ابری بسیار زیبا مردم منطقه عادت دارند وسایلشان را در هر جایی که هست رها کنند
  14. عکس های خنده دار میوه ها عکس های خنده دار از میوه و سبزیجات عکس های خنده دار میوه ها عکس های جالب و خنده دار از میوه ها تصاویر هنری از میوه ها تصاویر طنز عکس های خنده دار میوه ها عکس های جالب و خنده دار از میوه ها عکس خنده دار از میوه ها
  15. کاریکاتور هوای پاک عکس و کاریکاتور هوای پاک روز هوای پاک تصویر هوای پاک کاریکاتور و تصاویر طنز کاریکاتور روز هوای پاک کاریکاتور آلودگی هوا هوای پاک روز جهانی هوای پاک کاریکاتور هوای پاک